این روزها در فضای مجازی "نام رئیس جمهور" دولت های نهم و دهم بسیار بگوش می رسد شخصی که 8 سال تمام لباس صدرات عظمایی دولت جمهوری اسلامی را بر تن کرده و در پاستور اقامت گزیده بود ظاهرا چرب و شیرین قدرت و ریاست چنان به مزاقش خوش آمده است که نتوانسته بر میل جاه طلبی و قدرت طلبی خود فائق آید.

به گزارش پایگاه عدالت خواهاناین روزها در فضای مجازی "نام رئیس جمهور" دولت های نهم و دهم بسیار بگوش می رسد شخصی که 8 سال تمام لباس صدرات عظمایی دولت جمهوری اسلامی را بر تن کرده و در پاستور اقامت گزیده بود ظاهرا چرب و شیرین قدرت و ریاست چنان به مزاقش خوش آمده است که نتوانسته بر میل جاه طلبی و قدرت طلبی خود فائق آید و چنان گوی سبقت را از اسلافش ربوده است که بیم آن داریم که روزی بر فتنه گران 88 خدا بیامرزی هم بگوییم البته رهبر معظم انقلاب اسلامی تکلیف همگان را درباره حوادث و بانیان سال 88 مشخص کرده اند و آنان نیز روی دیگر قیچی دو دمی هستند که هر دو برای ارضای خصلت یاد شده خود دست به هر کاری می زنند.

اصلاح طلبان بر انداز با شعار توسعه سیاسی و آزادی های مدنی و عدالت خواهان! با شعار تقسیم عادلانه قدرت و ثروت هریک بگونه ای این اهداف را به نمایش می گذارند. ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه در اینجا اگر نامی از دولت اصلاحات هم برده می شود نه مشخصا دولتی است که در سالهای 76 تا 84 قدرت اجرایی کشور را در دست داشته است بلکه همه به این موضوع اذعان دارند که دولت های سازندگی، اصلاحات و اعتدال همگی دارای آبشخوری لیبرالیستی و سرمایه داری هستند و هرگاه بخواهیم یکی را مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم در حقیقت تمام 32 سال گذشته و 4 سال آینده را که
 
در اینجا اگر نامی از دولت اصلاحات هم برده می شود نه مشخصا دولتی است که در سالهای 76 تا 84 قدرت اجرایی کشور را در دست داشته است بلکه همه به این موضوع اذعان دارند که دولت های سازندگی، اصلاحات و اعتدال همگی دارای آبشخوری لیبرالیستی و سرمایه داری هستند و هرگاه بخواهیم یکی را مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم در حقیقت تمام 32 سال گذشته و 4 سال آینده را که دولت اعتدال بر سر کار است را می توان نماینده همین فکر لیبرالیستی دانست که یکی لباس اقتصاد بر تن دارد یکی لباس سیاست و دیگری نه آن است و نه این و ملقمه ایی بی مسما و بدون استراتژی از دو دولت دیگر می باشد.
 
دولت اعتدال بر سر کار است را می توان نماینده همین فکر لیبرالیستی دانست که یکی لباس اقتصاد بر تن دارد یکی لباس سیاست و دیگری نه آن است و نه این و ملقمه ایی بی مسما و بدون استراتژی از دو دولت دیگر می باشد.

در نتیجه برای سهولت تفهیم منظور این قلم دولت اصلاحات( 7،8) و دولت عدالت خواه(9، 10) می باشد:

1- ایشان در دوره 4 سال بر اریکه قدرت تکیه داده و یکته تازی کرده بودند. 

2- هر دویشان بر تمام منابع اقتصادی و سیاسی دسترسی داشته و بنا به شعارهای سیاسی و اقتصادی خود در حوزه مربوطه قدم های مهمی را برداشته بودند که فقط بیان دو محور برای این نوشتار کافی و مابقی از حوصله آن خارج و بر عهده خواننده است تا با جستجو در منابع مختلف عملکزدهای ایشان را بدست آورند .اما دو نمونه را می توان نام برد. دولت اصلاحات در محاکمه خدا و توهین به مقدسات مذهبی و دولت عدالت خواه سقوط در انحرافات عقیدتی و مذهبی چنان افراطی عمل کردند که می توان هردو را در هدفهایشان به یک مقصد رسانید و ان هم در دست گرفتن قدرت مطلقه در کشور بدون مزاحمت های ساختار که در نظام اسلامی برای جلوگیری از دیکتاتوری اشخاص تعبیه شده است.

3- درست است که هردو دولت و روسایشان سرنوشت خوشی هم برای خود و هم اطرافیانشان رقم نزدند لاکن اصلاح طلبان بر انداز یک تفاوت اساسی با عدالت خواهان احمدی نژادی داشتند و آن این بود که تشت رسوایی و وابستگی آنان به خارج از مرزهای کشور و بعضا تفکرات وهابیشان مدتها بود که بر زمین افتاده بود و امروز نیز با رحم اجاره ای دولت حسن روحانی به حیات کند و بطئی خود ادامه می دهند و توان اینکه در میدان سیاست بتوانند "هل من مبارز " کنند را ندارند لذا در کنار تلاش برای جلوگیری از فروپاشی نیم بند درونی خود امیدوارهم هستند تا بتوانند با جدا کردن خود از هزینه های شکست برنامه های احتمالی دولت تدبیر و امید دوباره مستقل از سایه دیگران در عرصه سیاست کشور خود نمایی کنند.

اما جریان مقابل بدلایل زیر هنوز تازه نفس بوده و تلاش می کند تا به سرنوشت اصلاح طلبان برانداز و فراموشی در گذرایام دچار نشوند:

* ایجاد نوعی پروپاگاندای رسانه ای گسترده در فضای مجازی و اینکه خود را همچنان پیرو رهبری معظم انقلاب معرفی کنند و خود را از سبد آرای انقلابیون برای آینده محروم نسازند.

* استفاده از سوء مدیریت و فقدان استراتژی اقتصادی فعال و پویا از سوی دولت مستقر از یک سو و فشارهای معیشتی مردم از سوی دیگر بمنظور مظلوم نمایی و استفاده از استراتژی "رابین هودیسم نامه ای و مکاتبه ای" خود را نماینده مردم قلمداد کنند.

* رئیس دولت نهم و دهم جدای از خدمات خود امروز
 
رئیس دولت نهم و دهم جدای از خدمات خود امروز برای از میدان بدر کردن رقبای قدرتمند در قوای سه گانه چاره ای ندارد تا با فضا سازی، بدبین کردن مردم نسبت به قوا، و حرکاتی مانند: تحصن، تجمع در حرم امام راحل ره و... مشکلات قضایی اطرافیان خود را تحت الشعاع مشکلات اقتصادی مردم قرار دهد زیرا بخوبی می داند که با خاتمه رسیدگی به پرونده های ایشان نوبت خود او خواهد بود که پاسخگوی کارهایش باشد.
 
برای از میدان بدر کردن رقبای قدرتمند در قوای سه گانه چاره ای ندارد تا با فضا سازی، بدبین کردن مردم نسبت به قوا، و حرکاتی مانند: تحصن، تجمع در حرم امام راحل ره و... مشکلات قضایی اطرافیان خود را تحت الشعاع مشکلات اقتصادی مردم قرار دهد زیرا بخوبی می داند که با خاتمه رسیدگی به پرونده های ایشان نوبت خود او خواهد بود که پاسخگوی کارهایش باشد.
 
* احمدی نژاد و هوادارانش بخوبی می دانند که اگر نوک پیکان فرشته عدالت به سمت او گرفته شود بسیاری از حقایق پشت پرده رو خواهد شد و بدنه اجتماعی وی فرو خواهد ریخت. البته این امر واضحی است که از این موارد در دولت های قبل هم بوده است اما اتخاذ " استراتژی بگم بگم " احمدی نژاد مانند چاقویی عمل کرد که قصد دارد اول دست صاحب خود را قطع کند در نتیجه ایشان چاره کار را در غوغا سالاری انهم نه در سطح نخبگان ( کاری که اصلاحاتیون آنرا دوست دارند ) یا در سطح اقتصاددانان و سرمایه داران تکنو کرات ( کاری که کارگزانی ها و اعتدالیون می پسندند) که در سطح اجتماع که انعکاس و اثرات بیشتری دارد دید لذا انتظار ادامه روندهایی مانند: تجمه در حرم امام ره یا تحصن در حرم عبدالعظیم حسنی و یا فعالیت های گسترده در فضای مجازی... انتظاری بیهوده نخواهد بود و شاید به اشکال دیگر و در روزها و ماههای آتی نیز دیده شود.

* وقتی فضای مجازی را رصد کنیم خصوصا بخش نظرات خوانندگان در ذیل خبرها را بخوانیم به این کلمات و جملات برخورد خواهیم کرد: احمدی نژاد قدرت ندارد، رسانه ندارد، پول ندارد، یاور مظلومان، 80 درصد مردم او را می خواهند، و... بارها دیده می شود اما مثال این جماعت مثال "کسانی است که سخن و حدیث حقی را می گویند تا نتیجه ای باطل از آن بگیرند" انان دائم بر طبل ولایتمدار بودن خود می کوبند اما وقتی درباره نظرات رهبری تذکر می گیرند فقط سکوت است و سکوت. از نکات جالب این افراد این است که حامیان احمدی نژاد در فضای مجازی عدالت را از کسی می خواهند که خودشان دائم می گویند نه قدرت دارد نه پول دارد و نه رسانه!

* درخواست "دادگاه علنی" هم از نکات خنده دار و تاسف بار این جماعت است آقایان بخوبی می دانند که طبق قانون علنی بودن یا غیر علنی بودن دادگاه در اختیار قاضی است
 
اگر "بگم بگم" احمدی نژاد را در کنار درخواست دادگاه علنی و زنده قرار دهیم قطعا بوجود آوردن نوعی فشار بر قوه قضائیه را احساس خواهیم کرد که می خواهند در برابر تهدید از عمل قانونی بر روی یک فرد جلوگیری کنند.
 
ودر حالی که آقایان با عدم اطلاع مردم از قانون طوری سخن می گویند که گویی حق شهروندی و حقوق فردی تک تک ملت ایران این است که دادگاه را علنی برگزار کنند حتی اگر منافع و ماهیت ملی بخطر بیفتد.

اگر "بگم بگم" احمدی نژاد را در کنار درخواست دادگاه علنی و زنده قرار دهیم قطعا بوجود آوردن نوعی فشار بر قوه قضائیه را احساس خواهیم کرد که می خواهند در برابر تهدید از عمل قانونی بر روی یک فرد جلوگیری کنند. افشای برخی موضوعات می تواند در ابعاد منطقه ای و جهانی موقعیت کشور را بخطر اندازد در جایی که حرکت دست و پا و یا کلمات بکار رفته سیاستمداران قدیم و جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد چگونه آقایان درخواست دادگاه علنی دارند آنهم نه برای خود احمدی نژاد که برای دو تن از معاونان گمنام و غیر مطرحش لذا باید این فرار رو به جلوی آقایان را اینگونه تفسیر کرد که ایشان از علنی شدن دادگاه می ترسند نه قوه قضائیه و همانگونه که اشاره شد آقایان می دانند که احتمال زیاد دارد که نفر اول در تاریخ محاکمات روسای دولت های جمهوری اسلامی احمدی نژاد باشد و قس علی هذا

در مجموع  بطور حتم در آینده بازهم شاهد رفتارهای رسانه ای این جریان خواهیم بود امروز او در راهی افتاده است که قبلا نوری زاد نامی افتاده بود و رسانه ها او را شخصی لقب داده بودند که با زبان مکاتبه با مقامات اصرار داشت که "بیا منو دستگیر کن" امید است این فرزند ناراضی ( البته الان) به آغوش ملت بازگردد.                                                                                              

رضا احمدزاده
 
 
 
 
 
 


دیدگاه‌ها   

0 #1 وطن 1396-11-28 20:39
به شما توصیه میکنم جواب احمدی نژاد به چند جوان بسیجی را بخوانید
شما که مدعی ولایت هستید مرد باشید و هر مقامی که دشمن ازش تعریف کرده و تیتر رسانه اش شده را در سایتتان منتشر کنید
بهنود: سردار سلیمانی چمران دوم است
ان شاالله که مسعود بهنود را می شناسید
شما که ولایتمدار هستید چرا در قبال نویسنده معروف روزنامه کیهان گلپور سکوت می کنید؟
و شما که مدعی ولایتمداری هستید چه چیزی از رهبری در قبال احمدی نژاد گفتید که جریان عدالت سکوت کرده اند؟!
عدالت را امثال آقای پناهیان میدانید که آقا اجازه را مطرح کردند و ابروی آزادی را بردند ؟
آبروی پرسیدن سوال از رهبری عزیز
سعی کنیم یه مشت افراد مفید باشیم نه بادمجان دور قابلمه چین!
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه