یکی از گرایش های اصیل که ریشه در سرشت انسان دارد، گرایش به سوی حقیقت است. آدمی به طور فطری جویای حقایق است و هر چه این جنبه بیشتر پرورش یابد، به همان اندازه برای ادراک حقایق، دفاع از حق و حق گرایی شوق بیشتری می یابد.

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"این انگیزه نیرومند سبب می شود که بشر پرده های جهل را کنار بزند و از تاریکی نادانی، به روشنایی معرفت برسد و به رشد معنوی و فکری نایل آید. در تعالیم اسلامی به پرورش این میل مقدس درونی توجه شایانی شده است و در نظام تربیتی این آیین، توجه به بصیرت و حقیقت و پرهیز از آفات آن، جایگاه ویژه ای دارد.

جستجوی حقیقت، تسلیم و خضوع در برابر حق، پرهیز از جدال منفی، مراعات حق طلبان و حق جویان که در تعالیم اسلامی مورد تاکید قرار گرفته اند، همه نشان می دهند که اسلام به حقیقت جویی و نقش آن در کمالات و فضایل انسانی تا چه حد اهمیت داده است. البته انسان هایی که با گناهان و خطاهای عمدی بر این بُعد از وجود اصیل خویش لایه ای دودآلود پوشانیده اند، دیگر نمی توانند از حق جویی و حق خواهی لذّت ببرند و به همین دلیل «حق» برای آنان تلخ است. در روایتی از حضرت عیسی(ع) نقل شده است:

همان گونه که بیماران با مشاهده طعام های پاکیزه و مطبوع لذّتی نمی برند، افراد دنیاپرست از خوراک های معنوی و روحی چون حق خواهی و حلاوت معنویت، لذت نمی برند.[1]

رسانه های گروهی می توانند به گونه ای عمل کنند که مردم به سوی حق رغبت پیدا کنند؛ زیرا به فرموده حضرت علی(ع): حق راه برتر و نمونه،[2] نجات دهنده[3] و گوهری روشن است[4] و نزدیک ترین بندگان به خدای تعالی، گویا ترین آنان به حق است.[5] شبیه ترین مردم به فرستادگان الهی، کسی است که در حق گویاتر و در به کار بستن آن پابرجا باشد.[6] راست ترین گفتار آن است که با حق مطابقت کند.[7] یاری کردن حق، موجب رستگاری است[8] و خواستار حق، کارها را بر خود آسان سازد و مردم به سویش روی می آورند.[9]

در حالی که «پل میلر» روزنامه نگار آمریکایی، حیله گری را در روزنامه نگاری مهم می داند، «هربرت بروکر» از سردبیران معروف، روی آوردن به حقیقت و کشف واقعیت های مسلم را ویژگی اصلی یک روزنامه نگار دانسته است.[10] البته به دست آوردن حقایق نباید با پیمودن راه های غلط و مذموم صورت گیرد. در واقع رسیدن به این منظور که هدف عالی است، روی آوردن به هر وسیله ای را مجاز نمی گرداند و مقدمات و طرق نیز باید مسیر درست و اصولی را طی کنند.

مردمی که روح حقیقت جویی را از دست بدهند و به ظواهر و لایه های سطحی اکتفا کنند، در مسیر غلط قرار می گیرند و دیگر نمی توانند زشتی و زیبایی و سود و زیان اشیا را بفهمند. رسالت مطبوعات در این زمینه، آن است که مردم را از اسارت هوس ها، اوهام و خرافات برهانند و آنان را به آزادی واقعی برسانند. اگر این زنجیرها از خرد، دل و گرایش های فکری مردم باز شود، بهتر می توانند حقایق را درک کنند و به دنبال حق بروند.

صلای صدق

یکی از مصداق های حقیقت که گزیده ترین ویژگی انسانی است، صداقت، درستی و راستی است. قرآن تأکید می کند: )اتّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ(.[11] این فضیلت در حدی است که امام صادق(ع) فرموده اند: «اِنَّ الصادقَ أَوّلُ مَن یُصَدَّقُه الله عزَّوجل؛[12] نخستین کسی که راست گو را تصدیق می کند، خداوند بلند مرتبه است». نیز آن حضرت یادآور شده اند که نماز خواندن و روزه گرفتن افراد، شما را فریب ندهد؛ زیرا چه بسا مرد با آنها چنان انس می گیرد که اگر این دو را وانهد، دچار هراس گردد؛ ولی آنها را به راستگویی و امانت داری بیازمایید.[13] آن فروغ ششم امامت متذکر شده اند: این ویژگی باید از حدّ زبان، بیان و تبلیغ به عرصه عمل و کردار برسد و البته آنها که واقعاً لسان صادقی دارند، اعمال و رفتار خویش را از هر گونه آلودگی پاک سازند.[14]

حضرت علی(ع) هم می فرمایند: «صدق و راستی، استوارترین پایه های ایمان است». البته به فرمایش آن امام همام، «راست ترین سخن آن است که زبان حال به آن گویا باشد؛ زیرا لسان درون، صادق تر است».[15]

به راستی، اگر مطبوعات این فضیلت را زیر بنای تلاش های فکری، فرهنگی و تبلیغی خویش قرار دهند و در گفتار، رفتار و برنامه های خود «صدق» را در نظر گیرند، بسیاری از آشفتگی های حاکم بر روابط اجتماعی و تصوّرات نادرست مردم بر طرف می شود، زمینه های سعادت و سلامتی روانی جامعه فراهم می آید و دریچه های کمال به روی مردم گشوده می شود.

گام نهادن بر نردبان کمال و بالندگی روح، همگام گردیدن با خوبان و پاکان، آبادانی ایمان و معنویت، تقویت امنیت روانی و آسایش فکری مردم، رعایت حقوق واقعی آحاد جامعه، آبیاری ریشه های فضیلت، جلب اعتماد عمومی، ترویج مکارم، رهایی از اسارت های شیطانی و نزدیکی به رحمت و برکات الهی، وظیفه رسانه هاست.

گزارش ها و خبرها و مقاله هایی که ریشه در راستی دارند، از عظمت روحی خبر می دهند و کسانی که به این مهم همت می گمارند، درج حقیقت را نه تنها ضعف کار خویش نمی دانند، بلکه نشانه عزّت و صلابت تلقی می کنند. نشریات راست گو معمولاً به وسیله افراد شجاع، دل سوز، صریح، با اخلاص، کم طمع و خالی از تعصب های نادرست و حبّ و بغض های غیر الهی، اداره می شوند. در مقابل، نشر اکاذیب آن هم با ظاهری فریبنده، معمولاً به وسیله افرادی صورت می گیرد که شخصیت رشد نیافته ای دارند، طمع کارند، لجوج و گرفتار تعصب های نابخردانه و غلط هستند.

دست اندرکاران رسانه هایی که خود را به صفت راستی می آرایند، باید مراقب شیطان های انسی و جنی باشند که مترصد ربودن چنین گوهری از دستشان هستند. پس دقت هایی بایسته است تا مبادا آفت ها به این متاع ارزشمند آسیب برسانند و آن را از درون بپوسانند. این موانع، گاهی از درون تشکیلات همچون موریانه ای سر بر می آورند و گاهی ارتباط های نادرست و حساب نشده به آن لطمه می زنند.

مرزهای امیدواری و نگرانی های عاقلانه

درج رویدادها از نظر موازین دینی در صورتی ارزشمند است که تأثیر مفید بر افکار مردم بگذارند. کارشناسان بر این باورند روزنامه نگار اگر چه باید وقایع را بی طرفانه گزارش کند، اما ضرورت دارد برخی مصالح مراعات شود. هر چند تأمین نیازهای خبری مردم و انعکاس رویدادهای مطابق واقع ضروری است، ولی نمی توان به بهانه جلب اعتماد خوانندگان و جذب مشتری، به نشر مطالبی اقدام کنند که برای مردم یأس آور و نگران کننده است. گاهی همان خبری که ناگوار است، اگر با تدابیر خردمندانه به آگاهی مردم برسد، کمتر تنش زا خواهد بود. برخی جراید برای آنکه از دیگر رسانه ها عقب نیفتند، همراهِ واقعیت های خبری، به امور تخیّلی روی می آورند و می کوشند واقعه نه چندان مهم و فراگیر را ، چنان جلوه دهند که یک نوعی آشفتگی را بر اذهان تحمیل می کند.

دست اندرکاران فرهنگی و تبلیغی و خصوصاً رسانه ها در حوادث ناگوار، رنج آور و غیر مترقّبه نیز می توانند نقش آفرینی کنند. مهیا سازی مردم در برابر ناگواری ها، آنان را از فرسایش روحی شدید و ناامیدی بازمی دارد و نشان دادن و تشریح جنبه های عبرت آموزی و پندگیری وقایع و رویدادها برای مردم باعث می شود که وقتی تندباد حوادث به سویشان می وزد، بی قرار نگردند و تعادل روحی و فکری خود را از دست ندهند و حق و فضیلت را فراموش نکنند. اگر نعمتی به آنان روی آورد و روزگار بر وفق مرادشان گردید، به غرور نگرایند و فقیران و درماندگان را از یاد نبرند و اگر روزی موفقیت و نعمتِ به دست آورده را از دست دادند، زبون و فرومایه نگردند و این، خود هدف تربیتی اسلام است که قرآن به آن اشاره فرموده است: )لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ(؛[16]

«تا هرگز بر آنچه از دستتان می رود، آزرده نگردید و از آن چه به دست می آورید، شادمانی (توأم با غرور) پیدا نکنید».

مطبوعاتی که حق گویی و واقع گرایی را بر اساس ارزش های معنوی مشی خود قرار داده اند، ضمن اینکه می کوشند آرامش روانی و امنیت اجتماعی جامعه را حفظ کنند، از این گونه درس های آموزنده هم غافل نیستند و با حوادث و رویدادها، شیوه متداول جراید غربی را در پیش نمی گیرند و در درج آنها، هدف های رشد دهنده ای را در نظر می گیرند و همان گونه که مراقب اند مردم را ناامید نکنند، به آنان می آموزند که چگونه فشار مصائب و آلام را تحمل کنند و با استقامت و بردباری بر دشواری ها غلبه یابند.

در درج حوادث ناراحت کننده و موحش باید تجزیه و تحلیل هایی در ضمن گزارش ها بیاید و علل و ریشه های وقوع برخی حوادث روشن گردد؛ چرا که پاره ای از ابتلائات مردم، ناشی از اعمال منفی و رفتار مذموم آنان است. ستم ورزی، جنایت، خیانت، اعمال جاهلانه و سایر کرداری که معلول گناه و منکرات است، مختص افراد وظیفه ناشناس، مجرم، خاطی و خائن است؛ اگر چه برای دیگران رنج هایی به وجود می آورند.

در این موارد باید خلافکاران نگران گردند، دچار هراس شوند و در هاله ای از حرمان قرار گیرند؛ زیرا زشت خویی و بدرفتاری آنان چنین وضع ناهنجاری را پدید آورده است و سایر قشرها نیز باید متنبه گردند که اعمال ناپسند، این روند منفی را به وجود می آورد و بر عاملان آنها جامه ذلت می پوشاند. باید به آگاهی مردم برسد که فرجام اهل معصیت، چنین مصائبی است و ضرورت دارد هر فردی کارهای مذموم را ترک گوید و به اصلاح خویش بپردازد تا موجبات آسایش خاطر و آرامش روحی خود را به وجود آورد.

درج خبرهایی در مورد چگونگی مجازات مجرمان و جانیان و رسوایی و عذاب های آنان گر چه ظاهری ناگوار دارد، اما می تواند برای دیگران درسی سازنده باشد، به شرط آنکه با جهت گیری های اخلاقی و تربیتی توأم گردد.

تقویت تعهد دینی

یکی از خصال مهم که درست در مقابل خودخواهی قرار دارد و سرچشمه بسیاری از خوبی هاست، داشتن روح احساس مسئولیت در برابر دیگران است. این ویژگی، آدمی را از حصار بی تفاوتی، خود محوری و جناحی و گروهی بیرون می آورد و بین برنامه های خود و سرنوشت و سعادت دیگران پیوندی عمیق برقرار می کند. گسترش فضایل و کمالاتی چون: خیرخواهی برای مردم، اهتمام به امور مسلمانان، یاری مظلومان، دفاع از حقایق و ارزش ها، امر به معروف و نهی از منکر، افشای جنایات استکبار و نفاق، انسان دوستی و مردم گرایی که در تعالیم حیات بخش اسلام مورد تأکید قرار گرفته اند، از جمله نقش آفرینی های مثبت رسانه هاست.[17]

به دلیل رسالت حساس رسانه ها در برابر جامعه اسلامی، ضرورت دارد که در اطلاع رسانی، برجسته سازی رویدادها، انتخاب تیترها و ارائه گزارش های ویژه، به جای تهییج بیهوده افکار عمومی و پی گیری سیاست های گروهی، قومی، طبقاتی و القای اندیشه ای خاص، به مصالح عمومی و به مباحثی که «فرهنگ دینی» را ارتقا می بخشد و مردم را به سوی خوبی ها سوق می دهد، پرداخته شود. از این رو، تشریح وضع مسلمین جهان، حمایت از رنج دیدگان، افشای جریان های تهدیدکننده، بازگویی تلاش انجام گرفته در جهت رفع تبعیض ها و بی عدالتی ها و ... باید در سوژه پردازی به عنوان اصول اساسی به شمار آیند. امام خمینی(ره) تذکر داده اند:

«تمامی رسانه ها مربی یک کشور هستند، باید تربیت کنند کشور را، تلویزیون باید ارشاد بکند ... روزنامه ها نباید یک چیزهایی را که موجب تهییج مردم است و موجب انحراف مردم است، در آنجا بنویسند، مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند، مطبوعات باید یک مدرسه سیّار باشند تا مردم را از همه مسائل به خصوص مسائل روز آگاه کنند.

مجلّه باید در خدمت کشور باشد. خدمت به کشور، این است که تربیت کند، انسان درست کند، انسان آبرومند... و متفکر درست کند تا برای مملکت مفید باشد. آنکه از همه خدمت ها بالاتر است، این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این، به عهده مطبوعات است.

قلمی فایده دارد که بیدارگر توده های مردم باشد، قلمی آزاد است که توطئه گر نباشد. همت بگمارید که قلم و بیان خویش را برای تعالی اسلام و کشور و ملت خود به کار گیرید...».[18]

در جامعه اسلامی مطبوعات باید با توجه به مقدسات و ارزش های معنوی ، کرامت انسانی، قانون اساسی، حاکمیت ملّی، تمامیت ارضی، حقوق عمومی، آداب و سنن و شعائر مذهبی و هویت اصیل جامعه، اطلاع رسانی کنند. هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی حق ندارد در پوشش آزادی و روشنفکری با درج مطالب موهن علیه مقدسات مردم و کشور، جامعه را دچار بحران کند و به استقلال فرهنگی و سیاسی سرزمین اسلامی خدشه وارد سازد.

امام خمینی(ره) تأکید دارند که: «مطبوعات باید مسائلی را که مضر به وحدت جامعه و مضر به آن انگیزه ای است که جامعه برای آن قیام کرده است و در حقیقت مضرّ برای اسلام است، از او احتراز کنند».[19]

البته اختلاف های فکری و ابراز افکار متفاوت، امری پذیرفته شده است؛ اما باید مراقب بود در طرح دیدگاه های گوناگون و احیاناً معارض با نظام اسلامی، هماهنگی و یکپارچگی مردم آسیب نبیند؛ چه در جامعه متفرق و گسسته که از هر گوشه اش آشفتگی و هرج و مرج بروز کند، دیگر حتی اهل نظر هم آرامش کافی برای بیان برداشت ها و انتقادهای خود را از دست می دهند.

در برابر خط فریب افکار عمومی که روش تبلیغی و رسانه ای انصار استکبار است و همیشه از سوی قدرت طلبان به عنوان راهبردی در منازعات پیش گرفته شده است، سیاست رسانه ای اسلام قرار دارد که بنایش بر صداقت، صراحت، حق گویی و دوری از فریب و خدعه است.

توجه به دردها و نیازهای مردم

برخی رسانه ها مدعی اند که «دانستن، حق مردم است و باید آنان را در کشف حقایق و واقعیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی یاری داد و خیر و مصالح توده های تشنه حق را در نظر گرفت»؛ امّا آنان در عرصه عمل کمتر درصدد دفاع از حقوق مردم بوده و در راه اعتلای فکری و معنوی آنان تلاشی اندک داشته اند. از باب نمونه، ستایش و مدح افرادی که ارزش های مردم را مورد تهاجم قرار داده و یا مانع اجرای عدالت اجتماعی و مساوات اسلامی بوده اند، در واقع تحسین افراد نالایق و نابخرد و خلافکار و خوب جلوه دادن اشخاصی است که شایستگی های لازم را ندارند. چنین اقدامی، خود فریب افکار عمومی و خیانت به جامعه است.

در مواقعی، فضای ناسالم مطبوعات و بزرگ شمردن افرادی که صلاحیت های لازم را نداشته اند، مشکلات سیاسی و اجتماعی نگران کننده ای را به دنبال آورده است. به طور طبیعی هر حرکتی که به انحراف از مسیر حقیقی و تصاحب پست های حسّاس به دست نالایقان منجر شود، ستم آشکار و اغوا و تدلیس به شمار می رود و این روش نه تنها به لحاظ عقلی و اخلاقی نارواست، بلکه به نوعی اعانت در ستم است و منع شرعی و قانونی هم دارد. قرآن می فرماید: )وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسّکُمُ النّارُ(؛[20]

«به سوی ستمکاران گرایش نیابید که آتش شما را بسوزاند».

در روایتی از امام سجاد(ع) نقل شده است: «إیّاکم و صحبة العاصین و معونة الظالمین».[21]

بنابراین، فریب دادن احساسات عمومی با شگردهای مطبوعاتی و اسطوره سازی از صاحبان زر و زور و تزویر، ممنوع و نکوهش شده است.

مطبوعات باید بکوشند مودت، محبت و صمیمیت را در جامعه تقویت کنند و گسترش دهند و بین قشرهای گوناگون که به تلاش، تولید فکر، حرفه و امور مسلمین اهتمام دارند، انس و الفت برقرار سازند.

پاسداری از اخوت اسلامی

بعد از انجام فرایض، عملی بهتر از اصلاح میان افراد نیست. سخن انسان مصلح، خیر است و او خیر را شکوفا می کند. رسول اکرم(ص) فرمودند: «اصلاح ذات البین از یک سال نماز و روزه برتر است».[22]

امام صادق(ع) فرمودند: «زکوة اللسان النُّصحُ للمُسلمین؛ زکات زبان، نصیحت دیگران و خیرخواهی آنان است».[23]

آیین اسلام به منظور رشد و شکوفایی صفت خیرخواهی، اصل اخوت دینی را در میان مسلمانان بنیان نهاد و رسول اکرم و ائمه(ع) همواره مراقب بودند که پیروان این آیین در انجام وظایف برادری و ادای حقوق اسلامی سستی نورزند و اگر بی مهری برخی مسلمین را می دیدند، آنان را به رعایت عواطف دینی وادار می کردند. رسول اکرم(ص) می فرمود: «مالَکُم لاتَحابُّونَ وَ لاتناصَحُونَ و اَنتُم إخوانٌ علی دین الله؛[24] شما را چه شده است که به یکدیگر محبت نمی ورزید و یکدیگر را دوستانه نصیحت نمی کنید، با آنکه در آیین اسلام هر یک از شما برادر دیگری است؟»

امام صادق(ع) توصیه می کرد: «تَواصَلُوا و َتَباروّا و تراحَمُوا و کُوُنوا اِخوةً بَرَرةً کما امرَکُمُ الله عَزَّوجلَّ؛[25] با یکدیگر پیوند و الفت برقرار کنید، نیکوکاری و عطوفت را درباره یکدیگر اعمال کنید و برادران دل سوز و خیرخواه هم باشید؛ همان گونه که خداوند به شما امر کرده است».

اگر رسانه ها اصل برادری و ایجاد وحدت را در گزارش ها و تحلیل های خود تبیین کنند، در واقع انسان دوستی را نیز در جامعه گسترش داده اند که بر اثر آن، مردم به صفات عالی آراسته می گردند و نهاد خود را از هر گونه رشک ورزی، خصومت، بدخواهی و دیگر رذایل اخلاقی پاک می کنند. ترویج این روحیه، امنیت روانی و رفتاری را بر جامعه حاکم می سازد و عزّت و شکوهمندی را ارتقا می دهد.

متأسفانه بر سر راه عملی ساختن دگر دوستی و رواج عطوفت، رحمت و مودت، موانعی جدّی وجود دارد که برخی رسانه ها هم به آنها دامن می زنند. برخی گزارش های مطبوعاتی بوی خشم و خشونت، تخریب و تهاجم، تفوق طلبی و برتری جویی و تکاثرخواهی، می دهد. پاره ای دیگر از جراید به جای چاره جویی برای درد ها و آلام مردم، بر ناراحتی ها و آشفتگی های آنان می افزایند. به راستی، نشریات و رسانه ها در این زمینه چه گام هایی برداشته اند؟ در منابع روایی و کتب اخلاقی فصلی تحت عنوان «ادخال السرور علی المؤمن» وجود دارد. حضرت علی(ع) فرموده اند: «هر کس قلب مؤمنی را شادمان کند، ما خاندان را مسرور ساخته است و نشاط ما اهل بیت، موجب انبساط روحی رسول اکرم(ص) می گردد».[26]

حد و مرز سرگرمی

با نگاهی به رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی، می بینیم که این اصول اخلاقی نیز چندان جایگاهی در برخی رسانه ها ندارند. در مقابل، مطالب و گزارش هایی درباره انواع سرگرمی های بیهوده در آنها دیده می شود. حتی رسانه های وابسته به نهادهای مذهبی نیز در پی درج این گونه مباحث هستند و گاهی بیش از دیگران به آن می پردازند.

از دیدگاه اسلام، قرآن و حدیث سرگرمی های بی فایده ای که فقط اوقات مردم را تلف می کنند، مصداق بارز لهو به شمار می روند[27] و چنین برنامه هایی اگر آدمی را از یاد خدا بازدارند، ممنوع هستند.[28] رسول اکرم(ص) سرگرمی های بیهوده و لهو را برای مؤمن باطل شمرده اند[29] و امام باقر(ع) در جواب پرسشی درباره سفری که برای شکار (تفریحی) صورت گرفته، فرموده اند: چون سفر کننده به منظور لهو و سرگرمی به مسافرت رفته، نباید نماز را شکسته بخواند.[30]

بدیهی است سرگرمی های سازنده و رشد دهنده از نظر اسلام منع شرعی ندارد؛ اما رسانه ها مجاز نیستند به ملاهی و لهوهایی که حرکت در مسیر تربیت و خودسازی اخلاقی را کند یا متوقف کنند، بپردازند. در این روزگار، حجم زیادی از مطالب جراید نه تنها مفید نیستند و گرهی نمی گشایند، بلکه ارزشمندترین گوهر انسانی؛ یعنی عمر آنان را تلف می کنند. چرا پایمال کردن اندکی از حقوق مادی مردم، ما را دچار ملامت های وجدان می کند؛ اما از تلف کردن وقت خوانندگان بی تفاوت می گذریم. این در حالی است که اسراف در زمان، زیان بارتر از اسراف در اموال است. از عملکرد مطبوعات به دست می آید که کمتر برای وقت مردم ارزش قائل اند؛ در حالی که آنان باید بر عکس عمل کنند و به گونه ای باشند که در مردم حسّ احترام به وقت پیدا شود.[31]

انتقاد دلسوزانه

در آیین اسلام، علاوه بر قوانین کیفری و مقرراتی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر، به مواعظ حسنه، انتقادهای دوستانه و راهنمایی های مفید و ثمربخش توجه شده است و تمام مسلمانان موظف اند نقایص و کمبودهای یکدیگر را تذکر دهند، اخلاق برادران را اصلاح کنند و برای سوق دادن جامعه به سوی کمال و فضیلت بکوشند. امّا آنان حق ندارند به عنوان نهی از منکر و جلوگیری از فساد یا انتقاد، در گناهان و عیوب اخلاقی این و آن تجسس و پرده دری و آبروریزی کنند؛ زیرا همین جستجوهای افراطی، خود مصداق خصلت مذموم عیب جویی است که گناهی بزرگ محسوب می شود و مایه فساد اجتماعی است.

رسانه ها در انتقاد از تخلفات باید مراقب باشند که اولاً، امور جزئی و اندک، بزرگ جلوه داده نشود. ثانیاً، موجب آشکار گردیدن گناه و اشاعه مفاسد نشود. در این موارد، باید حق و مصلحت رعایت شود. در ضمن نباید در برابر خوبی ها و موفقیت ها و افتخار آفرینی ها بی توجه و بی اعتنا بود. برخی عینک بدبینی بر دیدگان خود زده اند و همواره در جستجوی زشتی ها هستند. اینان را نمی توان از منتقدان دلسوز و ناصحان راستین شمرد. چنین اشخاصی مبتلا به بیماری روانی عیب جویی اند و چنان که حضرت علی(ع) توصیه کرده اند، باید از آنان دوری گزید.[32]

«انتقاد بجا» مردم را واقع بین می سازد، افکار و اعمال را اصلاح می کند، راه رشد و ترقی را به روی جامعه می گشاید و زمینه ترقی و پویایی اجتماع را فراهم می آورد. دانش و معرفت در پرتو بررسی های نقادانه، رشد می یابد و نقد صحیح و دلسوزانه، آحاد جامعه را متوجه حقایق و فضایل می کند.

ناقد منصف به فهرست کردن مشکلات بسنده نمی کند، بلکه راه حل هم ارائه می دهد. نقد، یک روش بررسی آگاهانه و مدبرانه است که حاصلش بهتر شدن اوضاع، سازندگی، توسعه، تعامل و بهره وری بهینه، شفاف شدن امور و در نهایت ترقّی است. نقد با هجو، افترا، تهمت و یورش های تبلیغی که حاصلی منفی و مخرب دارد، متفاوت است. انتقادهای توأم با اغراض شخصی و سیاسی، به وحدت ملی آسیب می رساند و اوضاع فرهنگی و اجتماعی را آشفته می سازد. مشی اصلاح گرایانه در نقد، ممدوح است و در واقع بر اثر انتقادهای خردمندانه دروازه ای به سوی امور ناپیدا گشوده می شود و حقایقی روشن خواهد شد. نقّاد همچون پزشک، اوّل ناگواری ها را عاقلانه و عالمانه ارزیابی و با پی بردن به ناملایمات و کاستی ها، راه درمان را توصیه می کند.

اولین شرط انتقاد درست، آن است که منتقد منع قانونی یا قبح اخلاقی مطلب مورد انتقاد را شناخته باشد و با معرفت و آگاهی آن را تذکر دهد، نه از روی حدس و گمان و بر اساس گفته های مغرضان. چه بسا افراد نادانی که در دیدگاه خود، رفتار مباحی را خلافِ غیرقابل اغماض تلقی می کنند و به عنوان نهی از منکر وارد میدان می گردند، ولی آثار سوئی برجای می گذارند و موجبات آزار و تحقیر افراد را فراهم می سازند.

شایسته است منتقدان، افکار خود را با موازین حق و فضیلت بسنجند، صحیح و سقیم را بشناسند و اندیشه های باطل و پلید را از ذهن دور کنند تا انتقادشان مؤثر و مفید باشد. امام حسین(ع) فرموده اند: «از دلایل انسان دانشور در امر ارشاد و هدایت، این است که گفته های خویش را ارزیابی می کند، حقایق را از جهات گوناگون می بیند و از آنها آگاه می گردد».[33]

انتقاد کننده باید عیوب و کاستی های افراد را به گونه ای مطرح کند که آبروی آنان مخدوش نگردد و موجبات شرمندگی افراد را فراهم نسازد. حضرت علی(ع) فرموده اند: «نصیحت گویی در حضور مردم، سرکوب کردن حیثیت شخصی است که او را اندرز می دهی».[34]

روش رسول اکرم(ص) این بود که وقتی به آن حضرت خبر می رسید که شخصی گناه کرده و ناروا سخن گفته، در مقام انتقاد، در حضور مردم از او نام نمی برد و به آبرویش لطمه نمی زد.[35]

در انتقادها باید ادب و احترام مراعات و با نرمی و ملایمت سخن گفته شود و بیانات منتقد با مدارا و محبت توأم باشد. رسول اکرم(ص) فرموده اند: «رفق و مدارا بر امری قرار نمی گیرد، جز اینکه زینت دهنده آن است و از چیزی جدا نمی شود، مگر اینکه باعث زشتی آن می شود».[36]

گفته های منتقد، دو مسیر را طی می کند: یکی، متوجه عملی نادرست است. دیگری، شخصی است که رفتار ناروایی از خود بروز داده است. شیوه نادرست در نقد و بررسی، این است که به جای تقبیح خود عمل، به حیثیت افراد خدشه وارد می سازند و این اقدام نه تنها به اصلاح رفتار کمک نمی کند، بلکه بذرهای کینه و خصومت را می افشاند و شخص مورد انتقاد را دچار نوسانات روحی و روانی می کند. در هنگام انتقاد باید از تندگویی، به کار بردن کلمات موهن، مراء و جدال منفی پرهیز شود. در روایتی آمده است که رسول اکرم(ص) فرموده اند: «آدمی قادر نیست حقیقت ایمان را در نهاد خود کامل کند، مگر آنکه از مجادله و بحث های خصومت آمیز بپرهیزد؛ اگر چه حق با او باشد».[37]

حضرت امام رضا(ع) مراء (جدال لفظی بر اساس هوای نفس و به قصد برتری طلبی) را از دیدگاه قرآن کفر دانسته اند؛[38] زیرا پیامبر اکرم9 تأکید ورزیده بودند: «اولین چیزی را که بعد از بت پرستی، پروردگارم نهی کرد، جدال و مراء بود».[39]

جدال و مراء، میان مردم دشمنی به وجود می آورد و سبب رواج فتنه انگیزی، نابودی دین و از بین رفتن اعمال می شود.[40]

پی نوشت ها

1 . تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص543.

2 . جلوه های حکمت، ناظم زاده قمی، ص180.

3 . همان.

4 . غررالحکم و دررالکلم، آمِدی، ج1، ص88.

5 . همان، ص202.

6 . همان،ص197.

7 . همان، ص188.

8 . همان، ص152.

9 . همان، ج2، ص222 و204.

10 . روزنامه نگاری حرفه ای (مجموعه مقالات) ، مرکز گسترش آموزش رسانه ها، ص13 14.

11 . توبه/120

12 . اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، ج4، ص318.

13 . همان، ص317.

14 . همان، ص321 و 322.

15 . ر.ک: وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج2، ص235؛ غررالحکم.

16 . حدید/23.

17 . اصول کافی، ج3، ص238.

18 . کلمات قصار (پندها و حکمت ها)، امام خمینی، ص111، 178و 180.

19 . امام خمینی و رسانه های گروهی، جواد فخارطوسی، ص277.

20 . هود/113.

21 . وسایل الشیعه، ج12، ص128، باب 42، حدیث اول.

22 . سفینة البحار، محدث قمی، ماده صلح.

23 . الحیاة، ج1، ص58.

24 . مجموعه ورّام، ورّام بن ابی فراس، ج1، ص3.

25 . کافی، ج2، ص175.

26 . جامع الاخبار او معارج الیقین فی اصول الدین، شیخ محمد بن محمد سبزواری، ص223.

27 . لسان العرب، ابن منظور، ج12، ص347.

28 . وسایل الشیعه، ج12، ص235، باب دهم، حدیث 15.

29 . همان، ج13، ص347، باب اول، حدیث پنجم.

30 . همان، ج5، ص511، باب نهم، حدیث اول.

31 . حکمت ها و اندرزها، شهید مطهری، ج2، ص24 ، 195 و 196.

32 . فهرست غررالحکم و دررالکلم، ص287.

33 . مستدرک الوسایل، میرزا حسین نوری، ج2، ص353.

34 . فهرست غررالحکم، ص382.

35 . گفتار فلسفی(اخلاق)، ج1، ص376.

36 . سفینة البحار، ج1، ص532، ماده رفق.

37 . همان، ماده مرء.

38 . وسایل الشیعه، ج18، ص150.

39 . منیة المرید، شهید ثانی، ص113.

40 . پرورش روح، سید محمد شفیعی، ج1، ص70و71.

 

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه