وقتی که پارتی بازی در سیستم اداری بیداد کرده  و خواه یا ناخواه  بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم عدالت اجتماعی را نشانه گیری میکند ، زمانی که جوان تحصیل کرده و بدون پارتی باید فقط به جرم نداشتن پشتوانه سفارش کننده و یا همان بند " پ "، باید تا روز موت در بیکاری و فقر دست و پا بزند ،وقتی خلاقیت و شایستگیها ی افراد زیر تیغ بیعدالتی ها سلاخی میگردد و شایستگی افراد قربانی بازیهای سیاسی وجناحی و از همه مهمتر پدیده شوم پارتی بازی میگردد در این صورت کشنده ترین ریزگردها ریزگرد بیعدالتی  هست نه ریزگردهای آسمانی

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"فساد اداری  بعنوان  یک آسیب جدی در کالبد سیستم اداری چنان ریشه کرده که باعث نگرانی مسئولین عالی نظام شده و در بسیاری از موارد صدای آنان را در آورده است.

 

مسئولین عالی نظام دربسیاری از  همایش ها و جلسات نگرانی خویش را از این بیماری کشنده در کالبد سیستم اداری بیان کرده و به دنبال درمان با گفتمان تدبیر و امید هستند ، هر چند این زائده شوم مولود گذشته ها بوده و همواره رهبر اندیشمند و فرزانه انقلاب مبارزه با این پدیده بسیار زشت را به مسئولان گوشزد کرده بود ، اما متاسفانه ریشه این نابهنجاری اداری چنان تنیده شده که عزمی جدی برای مبارزه با آن ضروری می نماید.

 

شهید رجایی فرمودند: "مردم ما از کمبودها و کسری ها گله ندارند،آنچه مردم را آزار میدهد و صدایشان را در می آورد وجود تبعیضهای ناروا و سوءاستفاده های ناروا عده ای  از بیت المال میباشد".  واقعیت این است که مردم کشور ما با تقدیم صدها هزار شهید وجانباز و هشت سال جنگ نابرابر و تحمیلی ذره ای آزرده نشدند ، اما با مشاهده فساد اداری و  تبعیض و پارتی بازیهای ناروا در سیستم اداری صدایشان درآمده است .

 

امروزه وجود فاصله طبقاتی در نوع زندگی افراد در سطح جامعه  امنیت روانی آحاد افراد را به خطر انداخته است بعنوان یک نمونه بارز و رایج  :  بهره بردن عده ای از خودروهای میلیاردی در سطح خیابان ها و مانوردادن این افراد جلوی چشم کسانی که به نان شب محتاجند و از همه دردآورتر برابری چنین  اشخاصی  از دریافت یارانه  همچو سایر اقشارجامعه و بهره گیری از یارانه سوخت با همان قیمت ومبلغی  که ماشین وانت که بعنوان دکه میوه فروشی و برای تهیه معیشت ده نفر عضو یک خانواده هست  از آن استفاده میشود که همین موضوع  نشانی ازرشد بیعدالتی اجتماعی و رشد فزاینده  فساد اداری در جامعه  دارد . زیرا وقتی شخص در یک برهه زمانی میتواند ضمن استفاده از رانت وسوءاستفاده از قدرت اجتماعی خویش نسبت به وارادات ماشینهای لوکس و گران قیمت اقدام کند ، این امر خودبخود باعث بدبینی مردم نسبت به آن عدالت اجتماعی خواهد بود که فقط در سفرهای تبلیغاتی و انتخاباتی مردان طالب قدرت نمایان میگردد.

 

اگرکشوری مانند  امریکا امروز برای  مذاکره با ایران به هر دری میزند و هم زمان مردان دیپلماسی کشور هم  با اقتدار در مقابل شش قدرت بزرگ دنیا ایستادگی میکنند، قطعا نمیتواند دلیل آن استفاده ایران از بمب اتم و کلاهک هسته ای باشد دلیل مهم آن حضور شیرمردان و شیرزنانی هست که در تمامی عرصه ها برای حفظ تمامیت ارضی کشور و عزت و مصلحت خویش لحظه ای غفلت نکرده ودر کنار تدابیر رهبرعظیم الشان  ذره ای در برابر تهدیدها و گزینه های روی میز و زیر میز استکبار کوتاه نیامدند همچنانکه در جنگ تحمیلی هم ثابت کردند که " پا " میدهند، تا کشورشان از پا نیافتد. پس با داشتن چنین مردمانی باید سیستم اداری کشور عاری از میکروبهای کشنده تبعیض و بیعدالتی باشد.

 

در حقیقت "فساد اداری"یک عفونت مزمن و خطرناکی  هست که فلج شدن امورات عادی و روزمره مردم را در پی خواهد داشت که ادامه  این روند ناصواب باعث ناامیدی و ایجاد یاس در بین آحاد جامعه میگردد.

 

وقتی که پارتی بازی در سیستم اداری بیداد کرده  و خواه یا ناخواه  بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم عدالت اجتماعی را نشانه گیری میکند ، زمانی که جوان تحصیل کرده و بدون پارتی باید فقط به جرم نداشتن پشتوانه سفارش کننده و یا همان بند " پ "، باید تا روز موت در بیکاری و فقر دست و پا بزند ،وقتی خلاقیت و شایستگیها ی افراد زیر تیغ بیعدالتی ها سلاخی میگردد و شایستگی افراد قربانی بازیهای سیاسی وجناحی و از همه مهمتر پدیده شوم پارتی بازی میگردد در این صورت کشنده ترین ریزگردها ریزگرد بیعدالتی  هست نه ریزگردهای آسمانی.

 

در سخن بزرگان اگر هم ورودی داشته باشیم  افلاطون "اخلاق "و "فضیلت" را بنیان  سلامت اداری وخصیصه یک دولت سالم و همچنین  ارسطو "قانون" و "خرد" را بنیان و پایه چنین  دولتی میداند.

 

چنانچه با درایت و تدبیرمسئولانه  این چهار عنصر یعنی "اخلاق" و" فضیلت" با "قانون" و "خرد" کنار هم قرارداده گیرند و حاکمان و صاحبان منصب این چهاراصل را در کنار عمل به دستورات الهی و قرانی مد نظرقرار دهند بدون شک رسیدن سیستم اداری به آن مدینه فاضله ای که در آرزوی هر انسانی نهادینه شده است، دور از تصور نخواهد بود.

 

فساد اداری امری بسیار مذموم  و ناپسند و در عین حال اجتناب ناپذیر میباشد که  ادعای به صفر رساندن آن جزئی از محالات خواهد بود.  بدون شک  اگر روزی  فساد اداری در سیستم اداری به حداقل ها هم برسد شاید آن وقت بتوان ادعا کرد که سیستم اداری در مقابله با فساد روند رو به رشدی را طی کرده است و برای تحقق چنین امری باید همه دست در دست هم و با عزمی بسیار جدی  برای مبارزه با این پدیده شوم وارد میدان شویم، تا که شاید  از حداکثرهای  فساد اداری به حداقلهای آن برسیم.

 

امروزه مهمترین  نشانه های  فساد اداری در جوامع بشری میتوان "ارتشاء،اختلاس،کلاهبرداری،بیعدالتی وباج خواهی اداری، اقوام و تبار را به کار گماشتن ،باند بازی ،کم کاری،زمینه های ایجاد نارضایتی در ارباب رجوع و.. که  تمامی این مصادیق هنجارشکن باعث زدن ضربه مهلک بر بدنه اداری کشورمیگردد . بدون شک با  رشد روند فساد اداری و بیعدالتی در توزیع ناعادلانه  مناصب اداری چنین  جوامعی از رسیدن به توسعه پایدارباز خواهند ماند.

 

وقتی بازیهای جناحی و قدرت طلبی و سهم خواهی احزاب و دسته جات سیاسی راه ورود شایستگان را به مناصب مدیریتی مسدود نموده است، هنگامیکه داسهای قدرت و انتقام  علفهای زیبا و قابل رشد و نمو صحرای مدیریتی را درو میکند، و بجای آن علفهای هرز را رشد میدهند، با چنین رویکردی رسیدن به یک سیستم اداری سالم راهی بس دشوارو طاقت فرسا خواهد بود.

 

عوامل بسیاری در رشد سریع افسار گسیخته فساد اداری میتواند نقش اساسی را بازی نماید من جمله عوامل فرهنگی میتوان به ضعف وجدان کاری و نبود انضباط اجتماعی،عدم اطلاع کافی مردم از قوانین و مقررات، این فرایندها  خواهد توانست بزرگترین بحران را در سیستم اداری بوجود آورده و مادیگری انسانها را رواج دهد.

 

چراغ سبز نشان دادن انسانها به مادیگری و غفلت از راهکارههای قرانی و انسانی میتواند منشاء بروز فاجعه و بحران درتمامی  فرایندهای زندگی عادی و اداری باشد.

 

از اصلی ترین عوامل  اقتصادی  که میتواند زمینه بوجود آمدن فساد اداری شودمیتوان به عواملی نظیر نبود درآمد کافی برای کارکنان بدون توجه به خط فقر موجود،بی عدالتی محض درتوزیع درآمدها ، گاها تفاوت فاحش فیش های حقوقی کارکنان نسبت به همدیگر،عدم نگاه روانکاوانه مدیران نسبت به زیردستان ،بی توجهی مسئولین به مشکلات کارکنان زیر مجموعه ، همگی این عوامل  باعث رشد قارچ گونه فساد اداری در سیستمهای اداری خواهد شد .

 

دلیل دیگری که میتواند بر پیدایش فساد اداری و یاس و ناامیدی مردم از روند اداری  دخیل واقع گردد رشد بی حد و حساب ورسیدن یک شبه عده ای انگشت شمار از مدیران به ثروتهای باد آورده  که اگر بزرگترین دانشمندان ریاضی هم در قید حیات بودند قطعا توان حل این معما از قدرت علمی آنان خارج بود ، به فرض اینکه چنین مدیرانی ماهیانه هم صدمیلیون تومان حقوق حلال میگرفتند ، در عرض سی سال عمر کارمندی هم توان چنین انباشت مالی را نداشتند .

 

اگر روزی در مدیران و کارکنان تغییر نگرشی اساسی صورت پذیرد و ازاین  تصور خام خور را رها کنند که دوره  " حاکم بودن " سپری و باید به تصور صحیح "خدمتگزار شدن " در مناصب اداری برسند ودر کنار این تغییر نگرش به اررزشهای اسلامی و دینی و نقش بنیادین آن در تحول و سلامت اداری نیز باور قلبی داشته باشند، بدون شک هرگز چنین نمیشد که فردی که تا دیروز از فروش  "پوست گوسفند " به سختی امرارمعاش میکرد امروزه یکباره به غول بزرگ نفتی تبدیل گردد .

 

متاسفانه این امر به تجربه ثابت شده که کارکنان هر زمان در محیط اداری و کاری خود احساس تبعیض و بیعدالتی نمایند، قطعا با کم کاری و بیتفاوتی و عکس العمل های گوناگون در فعالیت اداری عکس العمل نشان خواهند داد.

 

این مسئله خودبخود یکی از مهمترین عامل در پیدایش و بروز نابهنجاری های اداری خواهد بود. همانگونه که در ابتدا مطلب هم اشاره نمودیم رهبر معظم انقلاب سالهاست که خطر فساد اداری را به مسئولین گوشزد میکند معظم له در فرمان هشت ماده ای خویش نیز این مهم را به مسئولین  یادآورشده است.

ایشان در نماز جمعه آذر ماه  سال هشتاد میفرمایند:"هیچ چیز مردم را به قدر این خوشحال نمیکند که نظام جمهوری اسلامی در راه احقاق حق عامه مردم با زورگوها و مفسدها و زیاده خواه ها و مفت خورها مقابله کند".

اخیرا هم با تاکید بر اینکه با خطاب کردن دزد، و "دزد " " دزد " گفتن صورت مسائل حل نخواهد شد و باید اهتمام جدی در برخورد با دزدیها صورت پذیرد. این نقشه راه رهبری میتواند جدیت بیشتر مسئولین در برخورد با معضلات را به دنبال داشته باشد.

متاسفانه در کشور نبود ثبات شغلی و کم رنگ شدن امیدها به داشتن و پایدار بودن مناصب و شغلهای مدیریتی و از همه مهمتر  روزمره زده گی فعالیت مدیران از اساسی ترین عوامل دخیل در فساد اداری میباشد.

در بسیاری از کشورهای دنیا برنامه های سازمانی برای سیستمهای اداری بصورت ده ساله تدوین میگردد که با حتی در صورت تغییرات در سطوح عالی مسئولیتهای سازمانی افراد ،آن برنامه ها نیز تداوم و پیشرفت خواهد یافت.

 

اما رویه بسیار ناپسندی که در سیستم اداری ما حاکم شده است با تغییر یک مسئول کلیه سیاستهای قبلی مسئول قبلی به بوته فراموشی سپرده که همین امر باعث بلاتکلیفی اداری و وارد آمدن هزینه های زیادی به کشور میگردد. تسویه حسابهای سیاسی و نبود شایسته سالاری در سپردن مدیریتها به افراد توانمند همواره بعنوان  یکی از زمینه های پیدایش فساد اداری زنگ خطر را برای متولیان امر به صدا درآورده است.پ

 

نظام اداری سالم یک ابزار توزیع عادلانه خدمت و حق طبیعی جهت کلیه آحاد جامعه میباشد،زمانی که مردم در توزیع عادلانه خدمت احساس بیعدالتی نمایند قطعا این بیعدالتی باعث هرج و مرج و نابسامانی اقتصادی خواهد شد.

 

وقتی که "فساد اداری"در سیستم اداری جامعه به یک فرهنگ تبدیل شود دیگر هیچکس به قبح و زشتی آن فکر نمیکند زیراوقتی احساس میکند  که بیشتر افراد به آن صورت رفتار مینمایند و برای خود حصاری از اعتماد و اطمینان دور خویش میتند .

 

 به هر صورت فساد در سیستمهای  اداری منشا و سرفصل کج رویهای زیادی میشود که باعث ایجاد چالشهای جدی در توسعه سیاسی جوامع  نیزمیگردد زیرا که اگر در جامعه ای عوامل دخیل در نابهنجاریهای اداری تقویت شود قطعا این امر اعتماد مردم نسبت به سیستم اداری را به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در این صورت منافع اکثریت جامعه در تضاد با سیاستهای حاکمیت قرار میگیرد که چنین روندی باعث آشفتگی جدی در بروکراسی اداری خواهد شد.

 

بدون شک تجربه این موضوع را به اثبات رسانده که وجود فساد اداری در جوامع بشریت در دهه های مختلف موجبات فراهم شدن تورم افسار گیسخته و کاهش شدید درآمدها و همچنین کاهش قدرت خرید مردم و توزیع ناعادلانه ثروت میشود.

اگر مدیران و صاحبان منصب بجای توجه ویژه به کسب درامد خود به وضعیت درامدی کارکنان تحت امر هم توجه مینمودند در این صورت هیچوقت شاهد این معضل نبودیم که کارکنان برای جبران این ضایعه به دنبال قانون گریزی و نوعی باج خواهی از ارباب رجوع و شیوع پدیده رشوه و زیرمیزگرفتنها نبودیم.

 

اگر مدیران واقعیتهاو مشکلات زندکی کارکنان خود را درک و برای حل آن گامهای را برمیداشتند وعده ای را قربانی زیاده خواهی ،سلاخی انتقام و بازیهای باندی خود نمیکردند و برای کارکنان تحت امر احترام و عزت قائل بودند در آن صورت میتوان اذعان نمود که  درصد قابل توجهی از این فساد خانمانسوز اداری قابل درمان میشد.

 

اما دورگشتن  از ارزشهایی اخلاقی و اسلامی،حرکت بسوی زندگی تشریفاتی، و فاصله گرفتن از ساده زیستی و تغییر و تحولات بیمورد و عبث در زندگی و بعضا سلیقه ای ،عدم نظارت کافی و کامل در سیستمهای اداری راه را بر فساد اداری خیلی آسان هموار خواهد کرد.

 

آنجا که از دیدگاه اسلام و بسیاری از صاحب نظران رفتارهای افراد تحت تاثیر باورها و ارزشهای آنها شکل میگیرد پس برای اصلاح رفتار افراد جامعه وسلامت نظام اداری در ضروریست نگرش و باور دینی ،خدامحوری،آخرت گرایی،مسئولیت پذیری ،صداقت و امانتداری را در آحاد مردم جامعه خصوصا مدیران باید تقویت کرد.

 

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه