فرضیۀ این مقاله آن است که فرانظریه/ متا- فیزیک روابط بین‌الملل معاصر برای نظریه‌پرداز تعلیق شده و می‌توان به جای نظریه، به نظریه‌پرداز معطوف شد.

 

چکیده

مشهور است که چشم‌انداز تأمل‌گرا در روابط بین‌الملل معاصر بازتاب‌دهندۀ امر اجتماعی/ معنایی است. از این منظر چشم‌انداز مذکور با تأمل در باب فرایند نظریه‌پردازی به تعهدات فرانظری معطوف شده است. نویسنده با روی آوردن به رویکرد فلسفی و بهره جستن از بصیرت‌های هوسرل و هَیدگر، به خصوص دو پنداشت نیّت‌مندی و زمان‌مندی، تلاش می‌کند تا با اتخاذ نگاهی انتقادی فرانظریۀ روابط بین‌الملل معاصر را واسازد. استدلال نویسنده آن است که در تحول چشم‌اندازهای نظریه‌پردازی در روابط بین‌الملل، متافیزیک چشم‌انداز خِرَدگرا که مبتنی بر بازی بی‌پایان حاکمیت و آنارشی در نظام بین‌الملل آنارشیک متشکل از دولت‌های دارای حاکمیت بود، به متا- فیزیک چشم‌انداز تأمل‌گرا که مبتنی تأملات فرانظری با محوریت وجوه سه‌گانۀ هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، و روش‌شناسی بوده تحول یافته است. فرضیۀ این مقاله آن است که فرانظریه/ متا- فیزیک روابط بین‌الملل معاصر برای نظریه‌پرداز تعلیق شده و می‌توان به جای نظریه، به نظریه‌پرداز معطوف شد. نتیجه آنکه فهم نظریه‌پرداز از معنای روابط بین‌الملل معاصر، مشروط به اشتراک افق زمانی هستندگیِ وی در کنار دیگر انسان‌ها/ هستندگان بوده، و تبعاً شناخت وی نیز از آن ها خارج از این حیث زمانی نیست. گردآوری داده‌ها به روش کتابخانه‌ای انجام شده و روش تحیل محتوا جهت تحلیل داده‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.

کلیدواژه ها: روابط بین‌الملل؛ خِرَدگرایی؛ تأمل‌گرایی؛ فرانظریه؛ متا- فیزیک

نویسنده:

سیدعلی منوری: استادیار رشتۀ روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی

فصلنامه تحقیقات سیاسی بین المللی - دوره 9، شماره 30، اردیبهشت 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه