پایگاه عدالت خواهانجنجال درون جناحی در اصلاحات به‌وجود آمده که برخی به گذشته و هویت اصلاح‌طلبی می‌خواهند رجوع کنند و برخی نیز این موضوع را مساوی با رادیکالیزم قلمداد می‌کنند.

به گزارش پایگاه عدالت خواهانامیر حمزه نژاد: اصلاحاتی‌ها امروز در حال استحاله شدن بر سر منافع جریانی خود هستند. استحاله ای که میان رقابت عمگرایی و ایدئولوژی گرایی این جریان به وجود آمده است. درواقع اصلاح طلبان پس از تجربه های منفی که در ایدئولوژی گرایی صرف و تند داشتند و این تندروی ها هر روز آنان را به محاق می برد، با تفوق تفکر کارگزارانی‌ها بر این جریان تصمیم گرفتند تندروی های ایدئولوژیک گذشته را کنار بگذارند تا از شرایط حادی که در آن قرار گرفتند، رهایی یابند.

هر چند هنوز برخی از جمله «مصطفی تاج زاده» در این حیطه هنوز سعی می کنند بر سنت گذشته عمل کنند و برخی از اصلاح طلبان نو رسیده ادای ایدئولوژی گرایی گذشته را در می آورند، اما قاطبه این جریان و بخصوص انحصارطلبان قدرت در اصلاحات نشان داده اند که دیگر علاقه ای به ایدئولوژی گرایی ندارند و خودشان هم اعتراف می کنند که این موارد تندروی صرف و بیهوده بود. حالا که شیرینی قدرت زیر زبان اصلاح طلبان مزه کرده است، این جریان سیاسی کمتر گرایش به عقب گرد و رسیدن به چیزی که هویت اصلاح طلبی معنا می شد، دارند.
 
در این راستا برخی از جمله اعضای حزب کارگزاران عملگرایی منفعت‌طلبانه اصلاح‌طلبان را عامل پیروزی‌ها و پیشرفت این جریان می‌دانند و اصلاحات قبل از سال ۸۸ را رادیکالیسم قلمداد می‌کنند که با ایدئولوژی‌های تند، این جریان را به پرتگاه سقوط برد.

گروه دیگری از اصلاح‌طلبان نیز عمل‌گرایی صرف را باعث بی‌هویتی اصلاحات از هویت خود می‌دانند و برعکس گروه اول اعتقاد دارند که این شعارهای اصلاح‌طلبی بوده است که تا به امروز این جریان را سرپا نگاه داشته است.

تهی شدن اصلاحات از هویت خود امروز به نگرانی نیروهای این جریان بدل شده است. اصلاح‌طلبان اعتقاد دارند که دیدگاهی در حال گسترش عملگرایی به جای نظریه‌پردازی و پیگیری مطالبات مدنی در درون اصلاحات است. این موضوع را محمدرضا تاجیک، کارشناس سیاسی اصلاح‌طلب مطرح می‌کند که عملگرایی بیش از حد باعث دور شدن اصلاح‌طلبی از ماهیت خود است.

اما کارگزارانی‌ها نسبت به بازگشت اصلاح‌طلبی به ایدئولوژی‌گرایی رادیکال انتقاد دارند. «محمد قوچانی» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با هشداردرباره اینکه « برخی اصلاح‌طلبان دوباره «ساز رادیکالیسم» کوک کرده‌اند»، طی یادداشتی می‌نویسد:‌« پیروزی های نسبی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس دهم و شوراهای شهر نیز بر این «تکبر سیاسی» برخی اصلاح طلبان افزوده است و متأسفانه ساز نامیمون رادیکالیسم دوباره کوک شده است.اکنون اصلاح طلبان که یک بار دیگر در پناه یک دولت معتدل در تعیین دولت و مجلس و شورا و شهرداری نقش آفرین شده اند، فهرستی از مطالبات حداکثری خود را ردیف کرده اند: حاکمیت یکپارچه اصلاح طلبان، در اختیار گرفتن همه پست های دولتی، راه ندادن حتی یک اصولگرا به شورا شهر، تأکید بر مطالبه ی برحق اما نابهنگام وزارت زنان، راندن همه ی اصولگرایان از کابینه و...»
 
روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد در این زمینه نوشت: فدا شدن ایدئولوژی به پای استراتژی، نظریه‌ای است که نطفه اش اخیرا توسط یکی از شعب جریان اصلاحات بسته شد. رسانه رسمی‌حزب کارگزاران طراح رویکرد تقدم راهبرد بر گفتمان بوده است. طرحی مبتنی بر عبور از گفتمان‌های سیاسی چپ و راست و گذار به عملگرایی. این نظریه از آن زمان که در سپهر سیاست ایران مطرح شد با واکنش‌هایی روبه‌رو شده است، از جمله آن که انتقاد محمدرضا عارف، رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را نیز به همراه داشته است. عارف همچنان مصلحت را در سکوتش دانسته و تنها به گفتن یک گزاره پیرامون این موضوع اکتفا کرده و اظهار داشته است:« فعلاً برای حفظ انسجام جریان اصلاح طلب در برابر برخی اظهارنظرهایی که به دنبال عبور از هویت اصلاح طلبی و فروپاشی وحدت و انسجام هستند سکوت می‌کنم ولی در صورت تداوم آن مطمئنا نسبت به اهداف اینگونه اظهارنظرها سخن خواهم گفت.»
 
عارف که خود زخم خورده این بازی است بایستی هم با چنین رویکردی مخالفت کند اما فعلا چاره کار بر این است که اصلاح طلبان دست به عصا در این حوزه راه بروند.
 
عمل گرایی که هویت اصلاح طلبی را پایمال کرد

اما در این حیطه چه اتفاقات عملی برای اصلاح طلبان افتاد. این جریان سیاسی از سال 92 با انتخاب تاکتیک «رحم اجازه‌ای» سعی کرد خود را در فضای سیاسی کشور احیا کند. پیش از آن با توجه به اغتشاشاتی که در بستر جریان اصلاحات و دروغ تقلب در انتخابات شکل گرفته بود، این جریان سیاسی با تندروی های صرف به حاشیه رفت. این در شرایطی بود که اصلاح طلبان یک گزینه که هویت این جریان را یدک می کشید داشتند. در این شرایط برای کنار گذاشتن عارف با او حتی مقابله شد و وی را «اصلاح طلب بدلی» و « اصلاح طلب امنیتی» خواندند. دست اخر هم وی مجبور به کناره گیری به نفع نامزدی شد که اصلا اصلاح‌طلب نبود.

پس از این هم اصلاح طلبان در انتخابات سال 96 آنقدر تنزل کردند که نامزد خود را به عنوان پوششی حسن روحانی وارد انتخابات کردند. در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز همین روش ادامه یافت و در شهر تهران اصلاح طلبان اصولگرایان شاخص قبل را در لیست خود جای دادند. افرادی که اگرچه اصولگرایان میانه خوانده شدند اما مشخص بود که با این جریان زاویه دارند و وقتی در مجلس حضور یافتند به روش سیاسی خود عمل کردند. موضوعی که بارها باعث انتقاد اصلاح طلبان شد و عارف بنابراین مسئله به طور کاملا زودهنگامی اعلام کرد که در سال 1400 ائتلافی در کار نخواهد بود.

با این حال اصلاحات در تنگنای گذشته تاریک و آینده بی هویت خود گرفتار شده است.

گذشته چندان دستاوردی برای این جریان نداشته که بخواهد بر روش مالوف خود راه آینده را طی کند و پوزیتیویسم و عملگرایی این جریان نیز همواره میخی بر تابوت هویت اصلاح طلبی بوده که این جریان را حالا به یک نگرانی بزرگ در مورد آینده هدایت کرده است. از این روست که تئورسین های این جریان همواره مطرح می کنند که راه در رویی باید برای هویت یابی دوباره اصلاحات پیدا کنیم و این جریان به یک راهبرد تازه نیاز دارد.  

 

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه