فروردین شیروانی شیرمرد زحتمتکش و آبرومند ترکمن فقط به خاطر خوردن یک وعده ماهی شور اسیر بستر بیماری است و بیش از یک سال است که هیچ منبع درآمدی ندارد.

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"به نقل از ساحل گمیشان؛ خدا نیاورد آن روز را که یکی از عزیزانتان اسیر بستر بیماری شود ، آنهم بیماری طولانی و سخت و باز خدا نیاورد آنروزی را که این بیمار پدر یک خانواده و تنها نان آور خانه باشد...

 فروردین شیروانی شیر مرد 49 ساله ترکمن پدری آبرودار و زحمتکش سه فرزند دختر که تا امروز دستش را پیش احدی دراز نکرده است ، با مسافر کشی نان زندگی خود و زن و فرزندش را در می آورد کم و زیادش مهم نبود ، هر طور بود زندگی می چرخید تا آنروزی که فروردین از بازار ماهی ماهی شور می خرد برای خانواده می آورد ..

فروردین نمیدانست این ماهی شورها قرار است قاتل خوشبختی خود و خانواده اش شود 

همسر شیروانی ماهی شورها راآماده می کند و به گفته خودشان همه افراد خانواده پدر ، مادر و سه دخترش آن شب شام می خورند.. اما این غذا پدر را مسموم میکند آن هم یک مسمومیت شدید به نام بوتالیسم و از گردن به پایین بی حس می شود

همسر شیروانی میگوید: همسرم بعد از خوردن ماهی شورها دچار مسمومست شدید(بوتولیسم) شد و ما بلافاصله او را را بیمارستان رساندیم و 40 روز تمام همسرم در کما بود وضعیت بسیار بدی داشت به طوری که گلوی او را سوراخ کردند تا از این طریق بتواند نفس بکشد..

مادر خانواده که بغض اجازه نمی دهد حرفهایش را به راحتی بگوید ادامه می دهد، حالا یکسال است که همسرم در بستر بیماری اسیر است و توان هیچ کاری را ندارد حتی قدرت در دست گرفتن قاشق غذا را هم ندارد و برای تمام کارهایش نیازمند کمک است.

SHO11

ترک تحصیل دختر 12 ساله خانواده شیروانی به خاطر دستهای خالی و پرستاری از پدر 

مادر دختر کوچکش مائده را نشانمان داد و گفت مائده فقط دوازده سال دارد اما از آنجا که من در خانه دست تنها هستم و نمی توانم به تنهایی همسرم را بلند کتم ، حمام کنم و رسیدگی کن م ترک تحصیل کرده و در خانه مانده تا به من کمک کند... 

به غیر از یارانه منبع درآمد دیگری نداریم /هیچ مسئولی در این یکسال سخت خبری از ما نگرفته است 

بانوی رنج کشیده ترکمن نیم نگاهی به همسرش میکند که اشک شرمندگی در چشمانش حلقه زده و با صدایی آرام و لرزان میگوید برای تهیه داروهای همسرم هم مشکل دارم و به سختی و با تاخیر می توانم تهیه کنم ، پزشکان می گویند همسرت را به مراکز پیشرفته تر ببر درمان می شود ولی من هیچ هزینه ای ندارم ..

همسر فروردین در پاسخ سوال ما که چرا به سراغ مسئولین نرفته است گفت: بعد از کلی رفت وآمد و دوندگی به تازگی عضو کمیته امداد شدم ولی رییس کمیته امدا گفت تنها به شما وام خود اشتغالی می دهیم تا حرفه ای را برای خودت دست و پا کنی شما بگویید آیا من می توانم همسرم را تنها بگزارم و سراغ کسب و کار برم ....فروردین حتی یک لیوان آب را نمی تواند خودش بخورد از گردن به پایین بی حس است ...

000SH

دختر بزرگ فروردین کارت ایثارگری پدر ش را برایمان آورد و گفت ، پدر من آنزمان که کشور به وجودش نیاز داشت رفت و در جبهه ها جنگید تا خانواده ها در آرامش زندگی کنند آیا حالا که در بستر افتاده مسئولین وظیفه ندارند برای آرامش خانواده اش کاری کنند ...

اشک در چشمان دختر معصوم حلقه زد وبغضش ترکید و به سختی گفت من عروسی کردم و آرزوی هر دختری است که پدرش در مراسمش باشد اما پدرم در بیمارستان بستری بود...

زن و فرزند شیروانی حرف زدند و درد دل کردند و پدر در تمام مدت تنها آرام و بی صدا اشک ریخت و نگاهشان کرد ...

شیروانی تمام مدت تنها با اشک های آرام و بی صدا به خانواده اش گوش کرد و هیچ حرفی نزد سکوت و نجابتی که وظیفه ما در قبال این مرد سنگین تر می کند...

sh03

sh01

sh06

انتهای پیام/

 

 

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه