قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه اعلام کرد:در عملیات نیروی زمینی سپاه پاسداران و قرارگاه قدس در ارتفاعات قصرقند، "جلیل قنبرزهی" سرکرده گروهک انصار الفرقان به هلاکت رسید.

به گزارش پایگاه عدالت خواهانجسد این تروریست به همراه چهار نفر از معاونان و عواملش هم اکنون در اختیار نیروی زمینی سپاه است. او ۲، ۵ سال سوژه تعقیبی نیرو‌های امنیتی ایران بود. انفجار در مراسم تاسوعای حسینی چابهار، اعزام عوامل انتحاری برای مساجد، شهادت جمعی از کارکنان ناجا درسال ۷، ۷، حمله به پست انتطامی در میدان تامین اجتماعی زاهدان و ده‌ها جنایت دیگر از جمله جرم‌های وی بوده است.

 

ارتباط تنگاتنگ آمریکا با گرو‌ه‌های تروریستی در جنوب شرق ایران

بعد از پیروزی انقلاب، غرب که همواره از ایران اسلامی به عنوان یک تهدید یاد می‌کرد، برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در داخل کشور تلاش گسترده‌ای را برای بهره‌گیری از تفاوت‌های فرهنگی و نژادی بکار بست. علیرغم تبلیغات گسترده غرب در این مناطق تاکنون نتایج رضایت‌بخشی برای عناصر تفرقه‌افکن حاصل نشده، از این رو، این عده برای برهم زدن نظم و آرامش عمومی جامعه به اقدامات تروریستی و خرابکارانه روی آوردند و جالب این است که برای توجیه این تحریکات، لباس شرع و مذهب نیز بر اعمال و رفتار خود می‌پوشانند. از همان روز‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، ردپای غرب و در راس آن ایلات متحده در بسیاری از آشوب‌های داخلی که عمدتاً رنگی قومی و قبیلگی داشت، هویدا و مشهود بود و در طول ۲۸ سال گذشته نیز مستنداً می‌توان دست‌های عوامل بیگانه را در بسیاری از تحریکاتی که مربوط به اقلیت‌ها است پیدا کرد. یکی از مهمترین دغدغه‌های حاکمیت در هر نظامی، کاهش اختلافات قومی و قبیلگی بوده است.

تنوع فرهنگ‌ها در هر نظامی می‌تواند به عنوان یک فرصت قلمداد شود. از سوی دیگر در صورت بی‌توجهی، یکی از تهدید‌های مهم برای برای هر نظام سیاسی خواهد بود. تنوع قومی، نژادی، زبانی و مذهبی از ویژگی‌های فرهنگی جامعه ایران است و در طول تاریخ پرفراز و نشیب این مرز و بوم نیز جلوه‌ای قابل توجه داشته است.

رژیم‌های سیاسی گذشته با توجه به اینکه هریک وابسته به یکی از گروه‌های قومی بودند در مواجه با این واقعیت نگاهی کاملاً قبیلگی داشتند که خود این مسئله معضلات و مشکلات فراوانی را پدید آورده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با توجه به روی کار آمدن نظامی مردمی که برخاسته از آرای عمومی بود سعی فراوانی صورت گرفت تا نگاه گذشته در مورد اقوام و اقلیت‌ها ترمیم شود و حضور گسترده مردم در بسیاری مقاطع حساس و سرنوشت ساز تاریخ انقلاب نشان داد که اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت اسلامی بسی بیشتر از رژیم‌های گذشته است و هویت جدید جامعه ایرانی که بر محور ایمان و عقیده به اسلامیت شکل‌گرفته بود در بسیاری از مواقع باعث زدودن خاطرات تلخ دوران گذشته شد. بعد از پیروزی انقلاب، غرب که همواره از ایران اسلامی به عنوان یک تهدید یاد می‌کرد، برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در داخل کشور تلاش گسترده‌ای را برای بهره‌گیری از تفاوت‌های فرهنگی و نژادی بکار بست.

از همان روز‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، ردپای غرب و در راس آن ایلات متحده در بسیاری از آشوب‌های داخلی که عمدتاً رنگی قومی و قبیلگی داشت، هویدا و مشهود بود و در طول ۲۸ سال گذشته نیز مستنداً می‌توان دست‌های عوامل بیگانه را در بسیاری از تحریکاتی که مربوط به اقلیت‌ها است پیدا کرد. یکی از مراکز مهمی که از این حیث برای بیگانگان اهمیت فراوان دارد مناطق مرزی ایران است. حاشیه‌های مرزی محل تجمع گروه‌های نژادی و مذهبی است و از این نظر استان سیسستان و بلوچستان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. وجود طوایف مختلف و حضور قابل توجه فرق مختلف اهل سنت در این استان، همجواری با پاکستان و نزدیکی با شیخ‌نشینان خلیخ فارس و مواجه با تبلیغات وسیع وهابیت عواملی است که می‌تواند برای دشمنان نظام جمهوری اسلامی برای اختلاف‌افکنی جذاب باشد.

عبدالمالک ریگی و جندالله

علیرغم تبلیغات گسترده غرب در این مناطق تاکنون نتایج رضایت‌بخشی برای عناصر تفرقه‌افکن حاصل نشده، از این رو، این عده برای برهم زدن نظم و آرامش عمومی جامعه به اقدامات تروریستی و خرابکارانه روی آوردند و جالب این است که برای توجیه این تحریکات، لباس شرع و مذهب نیز بر اعمال و رفتار خود می‌پوشانند. چندی است که گروهی تحت عنوان «جندالله» به سرپرستی فردی بنام «عبدالمالک ریگی» باعث اخلال در نظم عمومی شده و با اقدامات خرابکارانه و تروریستی خود امنیت و آسایش مردم را به خطر انداخته است. این گروه، برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، از اعمال تروریستی خود فیلم تهیه کرده و به صورت گسترده اقدام به توزیع وانتشار آن کرده است که برخی از فیلم‌های تهیه شده حاوی صحنه‌هایی از شکنجه و سر بریدن گروگان‌ها نیز هست. در مورد سابقه این گروه تروریستی ابهام فراوانی وجود داشت، اما اسناد و مداراک جدید برخی از اطلاعات پیرامون عوامل و انگیزه‌های این جریان خرابکار و سایر گروه‌های ستیز‌ه‌جو را افشا کرد. در تاریخ ۹/۱۱/۸۴ روزنامه همشهری خبری به شرح زیر منتشر کرد:اخیراً یک گروه ۱۴ نفره از اعضای گروهک تروریستی فرقان با سنین ۲۰ تا ۳۵ ساله به سرپرستی مولوی عبدالمالک ریگی پس از عبور از شهر دالبندین پاکستان از طریق مناطق مرزی مندوبلو و پیشین وارد شهرستان ایرانشهر و زاهدان شده‌اند. مأموریت این گروه ترور و ربودن افسران ارشد نظامی و انتظامی زاهدان است. ریگی یکی ازفعالان گروه فرقان است که عملیات‌های تروریستی از جمله حمله به گشت انتظامی ناجا در زاهدان و حمله به خودرو پلیس راه خاش - زاهدان و حمله به قرارگاه عملیاتی مقداد خاش توسط وی و عواملش صورت گرفته است. گروه فرقان شامل چه کسانی می‌شود؟ چه اقداماتی تاکنون صورت داده است؟ منابع مالی این جریان تروریستی از کجا تامین می‌شد؟ و ... رهبر گروه فرقان شخصی بنام جلیل قنبر زهی بود. وی اهل چاه زرد دومک بود و برای تحصیل علوم دینی به ایالت سند و پنجاب پاکستان رفت و سال ۵۸ به ایران آمد و در سال ۵۹ با دختر حاج ابراهیم قنبر زهی ازدواج کرد.

تشکیل گروه فرقان

قنبر‌زهی از سال ۶۹ تا ۷۱ سال در حوزه علمیه کریم آباد نوک چاه دومک تدریس کرد. بعد از آن آساخان قنبر زهی رئیس طایفه قنبر زهی، وی را به مدرسه علمیه خود در چاه زر دعوت کرد تا به عنوان مدرس و امام جماعت مسجد فعالیت کند. همزمان با جریانات مسجد مکی، وی اقدام به نگارش شب‌نامه و تهیه از صحنه حوادث کرد و بعد به خاش متواری شد و از طایفه شهنوازی، زنی اختیار کرد و بعد از گذشت یکسال به زاهدان آمد. بعد از مدتی بواسطه برخی فعالیت‌های اقتصادی مبلغ چهل میلیون تومان بدهکار و به خاطر چک بدون پشتوانه به پاکستان متواری شد و با طالبان همکاری خود را آغاز کرد واز طرف ملا محمد عمر رهبر گروه طالبان به استان نیمروز افغانستان آمد و در خاش‌رود این کشور، گروه فرقان را تشکیل داد و از سوی والی نیمروز بنام ملاپور محمد بورجان به منظور ضربه زدن به پاسگاه‌های مرزی ایران و ایجاد ناامنی در مورخه ۲/۱۱/۷۵ به همراه ۱۳ نفر از اعضای گروه خود به منطقه رباط اعزام شد. در این مسیر حاج عیدو رحمت‌زهی راهنمای او بود. وقتی گروه او وارد ارتفاعات واویلا شد به خاطر دستگیری ۵ نفر از افرادش مجبور به عقب‌نشینی شد.

این گروه در اعلامیه خود از افرادی از جمله مولوی عبدالوهاب خوافی، علامه احمد مفتی زاده، دکتر مظفریان و علامه فاروق فرساد به عنوان شهدای اهل سنت نام برد و با انتشار اعلامیه‌ای، خواهان محاکمه عاملان قتل عام مسجد جامع بندر لنگه، مسجد جامع مکی زاهدان و تخریب تعدادی مسجد در روستا‌های مرزی خراسان و رفع تمام ستم‌های مسلط شده بر اهل سنت در تمامی مناطق سنی‌نشین شد. از جمله اقداماتی که آنان در آن زمان قصد انجام آن را داشتند، انفجار دکل صدا و سیما مرکز زاهدان به بهانه پخش سریال امام علی (ع) بود. در همان زمان یک مقام امنیتی در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی در ۲۷/۱۱/۷۵ از دخالت گروه فرقان در کشته شدن ۱۴ مولوی اهل سنت در ده سال گذشته در استان سیستان و بلوچستان از جمله مولوی عبدالمالک خبر داد. حجت الاسلام غضنفری امام جمعه ایرانشهر، تعدادی از روحانیون و مسئولان سیاسی و امنیتی استان از جمله کسانی بودند که در برنامه ترور گروه فرقان در استان قرار داشتند. این مقام امنیتی از قصد گروه برای بمب‌گذاری در مصلای قدس زاهدان، دکل صدا وسیما و ساختمان خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز زاهدان خبر داد و اظهار داشت: ۵ نفراز این گروه هنگامی که قصد ارتکاب چنین اقدام تروریستی را داشتند، دستگیر شدند.

وی افزود:این ۵ نفر تحصیلات خود را در حوزه علمیه مسجد مکی زاهدان، کویته و پنجاب پاکستان و آموش چریکی خود را در افغانستان زیر نظر گروه طالبان گذراندند. این گروه مدتی نیز در جبهه‌های جنگ گروه طالبان علیه شورای عالی دفاع افغانستان و دولت برهان‌الدین ربانی در بادغیس شرکت داشتند. اظهارات این مقام امنیتی، بعد‌ها از سوی منابع آگاه شتابزده توصیف شده بود. گروه فرقان شاخه نظامی جنبش مجاهدین بلوچستان بود که از سوی آن مقام امنیتی به اشتباه سازمان مجاهدین خلق بلوچ ذکر شد و ارتباطی هم با گروه جمبا نداشت. گروهک جمبا در سال ۷۰ بعد از تامین دادن به سران آن‌ها از سوی نظام با صدور اطلاعیه‌ای از سوی این افراد تعطیل اعلام گردید و پس از مدتی رئیس این گروه محمد خان میرلاشاری به لندن رفت و فعال نمودن مجدد جمبا را به فردی به نام محمد علی طاهر زهی واگذار کرد که وی نیز پس از چندی با صدور اطلاعیه‌ای استعفا داد. علیرغم گفته‌های این مقام امنیتی مولوی عبدالمالک نیز هیچ ارتباطی با جنبش مجاهدین بلوچستان ایران نداشته بلکه وی سخنگوی مجلس اعلای اهل سنت ایران بوده است. حقیقت این بود که جلیل قنبر زهی (شه‌بخش) معروف به صلاح الدین فرمانده گروه فرقان توسط عوامل وهابی به گروه طالبان معرفی شد. وی پس از طی دوره‌های نظامی در کشور افغانستان در محلی بنام (خاش رود) افغانستان به همراه صد نفر از نیرو‌های طلبه در خاش پایگاهی تشکیل داد و گروهی بنام فرقان (مجاهدین معاویه) را پدید آورد. معاون گروه، شخصی بنام مولوی خالد اهل خاش بود که با صلاح‌الدین نسبت فامیلی داشت.

وفاق‌المدارس

مرکز گروه فرقان در مرکز علمی وفاق‌المدارس بود که در خیابان دانشگاه منطقه گلشن اقبال کراچی پاکستان قرار داشت. در این مدرسه علمای برجسته مهاجر هند که مقیم کراچی بودند، حضور داشتند. این گروه مانند گروه اخوان المسلمین بوده و ترور شخصیت‌های شیعه را در مناطق پنجاب کراچی و کویته پاکستان برعهده داشتند. کمی بعد یکی از عناصر سرشناس گروه طالبان بنام مولوی قاسم که در کردی جنگل بلوچستان اقامت داشت با اعزام نماینده‌ای بنام ملا عبید‌الله به منطقه شهر تفتان و ملاقات با متنفذین منطقه مذکور، پیشنهاد یک گروه عملیاتی به استعداد صد نفر وابسته به گروه طالبان را ارائه کرد تا با استقرار و ایجاد پایگاهی در منطقه شیله نزدیک رباط کشور افغانستان که همجوار با ایران و پاکستان می‌باشد مبادرت به تحریکات ایذابی و خرابکارانه در سطح استان سیستان و بلوچستان بویژه شهرستان زاهدان کنند. برای ایجاد هماهنگی با گروه طالبان، ملاقات‌های مختلفی میان آن‌ها با گروه فرقان انجام شد. از جمله اینکه سرکرده گروهک فرقان (مجاهدین معاویه) در تاریخ ۲۷/۳/۷۷ به همراه ۱۵ نفر مسلح که غیر افغانی بودند در منطقه کورکاوان پاکستان با افرادی بنام‌های عید محمد حاجی زهی اهل اسفندک و فقیر دادنتوزهی از افراد سازمان اتحادیه بلوچ ملاقات‌هایی انجام داد. این همکاری البته با نیرو‌های بیگانه نیز صورت می‌گرفت و حتی مطابق گزارش‌های رسیده در تیر ۷۷ دو نفر از اعضای گروهک فرقان بنام‌های محی‌الدین و عبدالکریم شاهوزایی جهت ملاقات حضوری با سفیر آمریکا در پاکستان از قندهار وارد این کشور شدند و مسایل داخلی ایران را برای سفیر آمریکا تشریح کردند.

بعد از هماهنگی‌های صورت گرفته گروه فرقان فعالیت خود در منطقه بلوچستان پاکستان بخصوص مناطق، پنجکور، دالبندین و کویته را بصورت چشم‌گیری افزایش داد و حتی -تعدادی از نیرو‌های گروهک فرقان با حمایت طالبان و اشرار ایرانی در منطقه مقابل صالح آباد مستقر و قصد انجام عملیات ایذایی در ایران را داشتند. فرمانده این گروهک ضمن حضور در منطقه طی چند نوبت جهت ملاقات با مسئولین طالبان به تورغندی و هرات عزیمت کرده بود. علاوه بر این گروه فرقان با همکاری جمعیت دفاع از حقوق اهل سنت بدنبال ایجاد پایگاهی در نزدیکی مرز بود تا با ساماندهی ایرانیان فراری در افغانستان و جذب جوانان اهل سنت ایرانی به جمهوری اسلامی ایران فشار وارد کند. گروهک مزبور در نشریه خود بنام پیام فرقان تهدید به اعلام جهادعلیه جمهوری اسلامی ایران کرده بود. این افراد برای تحریک عواطف مذهبی برخی از ساکنان سیستان و بلوچستان اقدام به انتشار برخی از فرآورده‌های فرهنگی وهابیون علیه شیعیان کردند و حتی برخی آثار توسط باند اشرار نیز توزیع می‌شد. بطوریکه کتاب اصول دین شیعه جعفری یا الخطوط العریضه از محب الدین خطیب با ترجمه عبدالحفیظ الافغانی در محل درگیری نیروی انتظامی با باند مسلح مواد مخدر در اردوگاه قاچاقچیان دیده شد. در سال ۷۷ شاخه اصلی گروه فرقان که در هرات افغانستان حضور داشت، مترصد بازگشت چهار تن از اعضای خود از جبهه جنگ طالبان در شمال افغانستان بود تا عملیات خود را آغاز کند. گروه فرقان تصمیم گرفت جهت انجام عملیات به بلوچستان برود.

تجهیزات خاص پارتیزانی

شاخه نظامی زاهدان در مهر ماه ۷۶ به علت خطرناک بودن شرایط امنیتی و بر اساس یکسری معادلات سیاسی از شهرنو به هرات عزیمت و عملیات خود را در شمال شرق خراسان متمرکز کرد. این گروه تصمیم به حضور قطعی در بلوچستان جهت عملیات گرفت و قصد داشت بعد از هر عملیات به مقر خود در هرات بازگردد. دلیل این امر وجود مخاطرات امنیتی این گروه در نیمروز بود. گروه مجهز به تجهیزات خاص پارتیزانی بود و در همین خصوص در ابتدای امر تعداد ۲۰ عدد بمب ساعتی قوی فراهم کرد، همچنین تعداد ۶ عدد قوطی حاوی سم مهلک و خطرناک که با حل نمودن در آب شرب قابل بهره‌برداری بود در اختیار داشت. علاوه بر این گروه خود را مجهز به موشک‌های زمین به زمین کاتیوشا کرد. گروه فرقان شاخه ایرانشهر نیز ضمن ملاقات با مرکزیت این جریان تروریستی به رهبری مولوی صلاح الدین در هرات تعداد ۲۸ قبضه موشک مینوکاتیوشا و ۱۰۰ عدد مین ضد خودرو تحویل گرفته بود. در این زمینه، هماهنگی لازم بین صلاح‌الدین و مولوک در قندهار توسط طالبان صورت گرفت و طالبان نیز مجوز لازم جهت حمل آزادانه سلاح و مهمات مذکور در تمام افغانستان و با هدف انتقال به پاکستان را به مولوک داده بود. از زمان متواری شدن مولوک از پاکستان به علت قتل ۲ تن از مامورین پاکستان تاکنون صلاح‌الدین توسط پیک سعی در تماس و ارتباط با مولوک داشت که برای اولین بار این هم انجام گرفته است. ارتباط مولوک با مرکزیت گروه عملیات در بلوچستان ایران مبین قصد شوم این گروه بود.

مراکز مهم استان از قبیل: فرودگاه زاهدان، نیروگاه ایرانشهر، کارخانه سیمان خاش و مراکز نظامی و انتظامی وامنیتی به شدت مورد تهدید بود. در شهریور ۷۷ گروه فوق پایگاه عملیاتی خود در اسلام قلعه افغانستان را تخلیه و تعداد ۶ نفر از نیرو‌های خود را در منطقه زاکلی مستقر و تعدادی را نیز به شهر مزار شریف منتقل کرد. در ضمن مسئولیت تامین امکانات لجستیکی و تسلیحاتی و همچنین حفاظت نیرو‌های مستقر در زالکی برعهده شرور معروف احمد علیخانی بود. اواخر شهریور ماه نیز عناصر گروهک مذکور به همراه احمد شهباز از طریق عبور از خاک ترکمنستان قصد نفوذ به کشور را داشتند که با نیرو‌های مرزبانی آن کشور درگیر و مجبور به عقب نشینی شدند. شب ۱۱/۷/۷۷ نیز عوامل گروهک فوق به همراه احمد شهباز از مقابل کنده سوخته قصد نفوذ به کشور را داشتند که با کمین نیرو‌های سپاه مواجه و با آنان درگیر می‌شوند و عوامل طالبان نیز با آتش بازی آنان را حمایت کردند، اما با عکس العمل شدید سپاه مواجه و با مجروح شدن یکی از نیرو‌های گروهک مزبور متواری شدند. در ضمن عوامل طالبان قصد نفوذ به خاک کشور و مسدود نمودن جاده مرزی حد فاصل ابراهیم خانی و دولی بهلول را داشتند که با اجرای کمین و عکس العمل نیرو‌های ناجا مستقر در ابراهیم خانی مواجه و در نتیجه بدون هیچگونه موفقیتی متواری شدند. شرور احمد علیخانی ضمن ارتباط بی سیمی با عوامل خود در کشور بوسیله دوربین از ارتفاعات دهنه ذوالفقار که مشرف بر قسمت وسیعی از کشور بود نقل و انتقالات نیرو‌های سپاه را زیر نظر می‌گرفت.

عشره مبشره

یکی از اهداف گروهک فرقان در منطقه مرزی، مین گذاری در جاده خاکی ابراهیم خانی به سمت جنت‌آباد بود. گروه فرقان به عملیات ایذایی خود علیه جمهوری اسلامی به خود نام عشره مبشره دادند و برای اینکه اهل سنت را علیه شیعیان تحریک کنند از اقدامات تبلیغی غافل نبودند. از جمله این که در مورخه ۲۸/۱۰/۷۷ در پاکستان، گروه فرقان و تعدادی از ایرانیان بلوچ جلسه‌ای به رهبری قاری محمد حسن تشکیل دادند و در این جلسه بیان شد که بیشتر مردم استان مخالف حکومت شیعه‌ها هستند و زمان برای انجام عملیات مناسب است. با تشدید فعالیت گروه فرقان، وزارت اطلاعات نیز نسبت به انتشار اخبار پیرامون عوامل و انگیزه‌های اصلی گروه‌های تروریستی اقدام کرد. علی یونسی وزیر وقت اطلاعات با اشاره به اینکه گروه‌های تروریستی شرق کشور مانند "حزب الفرقان" ازسوی گروه‌های تروریستی پاکستانی مانند "جیش محمد" و "سپاه صحابه" حمایت می‌شوند، اظهار داشت:"این‌ها گروهک‌هایی هستند که تحت تعقیب نیرو‌های ما قراردارند و به دنبال دستگیری آنان هستیم. "وی اضافه کرد:"حزب الفرقان و سایر گروه‌های تروریستی سال‌ها تحت حمایت طالبان و گروه‌های تروریستی پاکستان مانند سپاه صحابه و جیش محمد فعالیت کرده اند، ما از دولت موقت افغانستان در شرایط فعلی توقع زیادی نداریم ولی از پاکستان خواسته ایم که تحرکات تروریستی را مهار کند. (ایران ۲۰ بهمن ۸۰) ارتباط میان گروه‌های تروریستی با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا از دهه ۸۰ به بعد گسترده‌تر شد. برخی از اخبار حاکی از این بود که در سال ۸۱ گروه فرقان به سرکردگی مولوی جلیل به همراه تعداد دیگری از اشرار متواری بنام مولوی محمود، داود، حافظ محمود، ملاکمال و مولا داد درخشان که در زمان جنگ آمریکا با طالبان فراری و در کشور پاکستان مخفی شده بودند بوسیله سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و پاکستان مجهز به سلاح و خودرو شدند و اقدام به جذب نیرو کردند و حتی قصد داشتند که طی یک عملیات حساب شده به کنسولگری کشور هند حمله و اسناد قراردادی را که بین ایران و هند بسته شده بدست آورده و در اختیار کشور پاکستان قرار دهند.

دیدار با «مپکو»

در اقدامی دیگر در مورخه ۲۹/۹/۸۱ ملاجلیل شه بخش به همراه سه نفر از اشرار فراری ایرانی ساکن کویته پاکستان به اسامی مولوی محمود شاهوزهی، موهین ریگی و داودشه بخش با یک ژنرال آمریکایی بنام مپکو در قندهار افغانستان جنب فرودگاه جلسه‌ای برگزار کردند. در این جلسه رهبر گروه فرقان اعلام کرد همگی فراریان جمهوری اسلامی ایران هستیم و نیرو‌های زیادی در اختیار داریم و هر زمان که لازم باشد قادریم کلیه شهر‌های ایران را ناامن کنیم. ژنرال مذکور در ادامه این گفت‌وگو قول داد در کلیه زمینه‌ها از جمله تسلیحانی و مالی با گروه فوق همکاری گسترده داشته باشد. بعد از این دیدارها، جسارت گروه فرقان برای اقدامات تروریستی بیشتر شد و در در ۸/۱۰/۸۱ بنا به دستورملا جلیل شه‌بخش، دو نفر از سرکردگان گروهک مذکور به اسامی حاجی خدانظر معروف به ملانظر سوری ساکن مرکوتوک پاکستان و حاجی لالوبریچی ساکن کویته از استان نیمروز افغانستان وارد لچگی شده و از آن طریق تعداد ۷ بمب را بصورت کوله‌باری به زابل حمل کرده و در مورخه ۱۵/۱۰/۸۱ با یک دستگاه خودرو به زاهدان انتقال دادند. در ۱۵/۱۰/۸۱ گزارش‌هایی از وقوع انفجار در هفت نقطه شهرستان زاهدان رسید. همکاری سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا با عناصر گروه فرقان ادامه داشت و در تاریخ ۱۶/۳/۸۲ مولوی جلیل قنبر زهی و مولوی محمود از سران حزب فرقان با حضور ماموران اطلاعایت پاکستان در کویته ضمن دیدار با نیرو‌های آمریکایی اظهار داشتند بیش از پنج هزار نفر نیرو در بلوچستان ایران داریم که همگی در آمادگی کامل بسر می‌برند. متقابلاً نیرو‌های آمریکایی ضمن وعده دادن مقادیر زیادی پول به آنان اعلام کردند که هر چه سلاح و مهمات نیاز دارند به آن‌ها تحویل خواهندداد. لازم به ذکر است در این جلسه ۵ نفر از افراد آ- اس- آی پاکستان به سرپرستی فردی بنام بلگر صدیق حضور داشتند.

به گزارش بصیرت، فعالیت تروریستی حزب الفرقان با این نام از اوایل دهه ۸۰ کم رنگتر شد که مسئله قابل تاملی است. شاید یکی از دلائل این امر وجود انشعاباتی باشد که در بین اعضای و عناصر این حزب بروز کرده است. به همین خاطر است که از ابتدای این دهه شاهد حضور گروه‌های تروریستی متعددی از جمله جندالله در منطقه سیستان و بلوچستان بودیم و ریشه برخی از آنان نیز به حزب الفرقان برمی گردد. البته پیدایش این نام‌ها و گروه‌ها و اهداف مشترک آنان در منطقه حساسی نظیر سیستان و بلوچستان می‌تواند یکی از تاکتیک‌های جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران نیز تلقی شود تا بدین وسیله ضمن تبلیغ رسانه‌ای علیه کشورمان اوضاع اجتماعی و سیاسی جنوب شرقی ایران را بحرانی و ناآرام جلوه دهد.

جزییاتی از زندگی سرکرده انصارالفرقان / قنبرزهی که بود و چطور با آل سعود ارتباط داشت؟

منبع:خبرفوی



نوشتن دیدگاه