یک بیچاره‏ای به من نوشته بود که شما که گفتید که همۀ اینها باید تجسس بکنند یا نظارت بکنند، خوب، در قرآن می‏فرماید که:وَ لا تَجَسَّسُوا راست است، قرآن فرموده است، مطاع هم هست امر خدا، اما قرآن حفظ نفس آدم را هم فرموده است که هر کسی بایدلاتَقْتُلُوا اَنْفُسَکُمْ. این اشکال را به سیدالشهدا بکنید.

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"

نفسهای آخر دشمنان داخلی

البته شما گمان نکنید که اینهایی که این کارهای ابلهانه را می‏کنند اینها چندان قدرتی دارند. این مگسها در آخر عمرشان یک حرکت شدیدی می‏کنند و دور خودشان، آن‏وقتی نزدیک می‏شود مرگشان، می‏چرخند و نفسهای آخر را می‏کشند. الآن مَثل اینها، مَثل آن مگسهایی است که لحظات آخر عمر خودشان را دارند طی می‏کنند. از این جهت، یک حرکتی می‏کنند؛ این حرکت همان حرکتی است که مگسها در آخر عمر می‏کنند. اینها چیزی نیستند. آنهایی که قابل ذکر بودند رفتند و شکست خوردند و از بین رفتند. رژیم سلطنتی 2500 ساله با آن همه قدرت و با آن همه طرفدار، در مقابل شما ملت مسلمان و متعهد به اسلام، نتوانستند بمانند. این چند تا بچۀ صغیری که اینها را وادار می‏کنند و این مفسدین وادار می‏کنند به اینکه این بچه‏های گولخورده یک خرابکاری بکنند، این همان حال مگسی است که در آخر عمرش یک جولانی می‏خواهد بکند و نفس آخرش را بکشد. قابل آدم اینها نیستند. و ملت ما گمان نکنند که چهار نفر آدم را اگر اینها کشتند، هر چند آن آدم شخصیتش بزرگ باشد، این اسباب این بشود که ما و ملت ما شکست بخورند.

ملت ما امروز بیدارند و همه اشخاصی هستند که برای کشور خودشان و ملت خودشان حاضرند برای هر خدمت و هر فداکاری؛ مثل یک رژیمی نیست که اگر آن سر
کرده‏اش از بین برود، یک وقتی به هم بخورد اوضاع. آن مال آنهایی است که ـ رژیمهایی است که ـ ملت با آنها نیست. اگر یک وقتی در زمان سابق یک شاهی می‏مرد، یک مملکت به هم می‏خورد که شاه مرده است و شلوغ می‏شد و چه؛ برای اینکه مردم با شاه و شاهبازی موافق نبودند. از این جهت، وقتی که شاه از بین می‏رفت، شلوغی زیاد می‏شد. اما یک ملتی که خودشان اساس سلطنت و شاهنشاهی را از بین برده‏اند، این ملت این طور نیست که حالا اگر یک کسی از بین برود و رئیس جمهور مثلاً ـ خدای نخواسته ـ از بین برود یا کسان دیگری از بین بروند، این اسباب این بشود که خیر، کشور ما دیگر شکست خورد. رئیس جمهور هم مثل یکی از شماهاست. شماها او را قرار دادید رئیس جمهور. وقتی که ـ خدای نخواسته ـ او از بین برود، شما یکی دیگر را قرار می‏دهید. بحمد اللّه‏، افراد هستند. نباید ما و ملت ما خیال کنند که اگر توطئه‏ها منتهی به این شد که فلان روحانی را بکشند، فلان امام جمعه را بکشند، فلان رئیس را بکشند، یک خبری می‏شود. این در جاهایی خبر می‏شود که بستگی دارد اساس ملتشان و ملیّتشان بر آنها. جاهایی که این‏طور نیست و هر یک از افراد خودشان امام‏اند، خودشان رئیسند، خودشان همه کاره هستند، یک همچو ملتی دیگر دنبال این نیست که اگر فلان را بکشند، اگر خمینی را بکشند، چه خواهد شد. نه، این حرفها نیست در کار. همۀ شما بحمداللّه‏، هستید و کشور خودتان را حفظ می‏کنید و مسئله، مسئلۀ اسلام است. در صدر اسلام، یک وقت در یک جنگی فریاد زدند منافقین به اینکه پیغمبر شهید شد. در قرآن آمده است که خوب، پیغمبر شهید بشود، ولی اسلام که هست؛ پیغمبر شهید شد، پیغمبر رحلت فرمود، علی بن ابی‏طالب شهید شد، اسلام هست. اسلام یک مرتبه‏ای است؛ یک اساسی است که شالودۀ او را خدا ریخته است و خدا همیشه هست و اسلام همیشه. خداوند حفظ می‏کند این اسلام را، ولو من نباشم، تو نباشی، فلان رئیس نباشد. قویدل باشید، دلتان را به قرآن کریم و اسلام محکم کنید. رشتۀ خودتان را با خدای تبارک و تعالی محکم کنید و خوف این را نداشته باشید که یک وقت بیایند اینجا را بمباران کنند و یک دویست نفر[را]هم بکشند. این چیز مهمی نیست، یک مملکت است، این امور درش واقع می‏شود.

شما می‏دانید که الآن بزرگترین ممالک به حسب آلات و امثال ذلک، امریکاست یا شوروی. در هر دقیقه‏ای، گفته می‏شود که یک نفر یا دو نفر در امریکا کشته می‏شود، مع‏ذلک، امریکا سرجای خودش هست. در صورتی که شما یک پشتوانه‏ای دارید که آن پشتوانه را امریکا ندارد، سایر دولتهای الحادی هم ندارند او را و آن پشتوانه خداست. شما برای خدا قیام کردید. ملت ما زن و مردش، بزرگ و کوچکش برای خدا قیام کرد و برای خدا تا حالا ایستاده است و چیزی که برای خداست دیگر اَمَد ندارد که بگوییم بعد از دو سال دیگر چه می‏شود. وقتی که یک امر برای خدا شد، جاوید است. جمهوری اسلامی که با دست توانای شماها ملت بزرگ اسلام تحقق پیدا کرد، این پشتوانه‏اش خدای تبارک و تعالی است و کسی که یا چیزی که این پشتوانه را داشته باشد جاوید است.

امانت بودن اسلام در دست ملت

شماها توجه داشته باشید، چه پاسداران و چه سایر قوای انتظامی و نظامی و غیر انتظامی و چه سایر ملت، همه توجه داشته باشند که ما وظیفه داریم که این اسلامی که الآن به ما رسیده حفظش کنیم تا آن فرد آخری هم که ـ خدای نخواسته ـ کشته می‏شود، موظف برای حفظ اسلام، برای دفاع از ملت، دفاع از کیان اسلامی، دفاع از کشور اسلامی تا آن آخر زن و مرد، بچه و بزرگ مکلف‏اند که دفاع کنند. مسئله دفاع یک امر عمومی است برای همه؛ هر کس قدرت دارد دفاع کند. به هر مقدار که قدرت دارد دفاع کند از کشور اسلام، باید دفاع کند. اسلام و احکام اسلام آن‏قدر اهمیت دارد که پیغمبرها برای احکام خدا و برای خدا خودشان را فدا کردند و در اسلام، از صدر اسلام به بعد، بزرگان اسلام خودشان را فدا کردند برای اسلام. وقتی یک همچه مطلبی است و یک همچه امانتی از جانب خدای تبارک و تعالی، به ما سپرده شده است، ما موظفیم همه‏مان برای حفظش و نباید بترسیم از اینکه چند نفر کشته شدند، چند نفر را با بمب کشتند، چند نفر را انفجار حاصل شد؛ هیچ ابداً این حرفها نیست. اسلام نه وابسته به من است و نه وابسته به تو. اسلام از خداست و همۀ ما مکلف برای حفظ او هستیم و با قدرت و قوّت
حفظ می‏کنیم او را.

شما شاهد بودید از اول انقلاب تا حالا که از آن قدم اوّلی که برای انقلاب برداشته شد، یک جمعیتی مخالف بودند، یک طایفه‏ای؛ لااقل، شاه و بستگان شاه معدوم مخالف بودند و سر سخت برای کوبیدنش بودند. هر قدمی که جلو رفت، یک طایفه‏ای از بین رفتند و یک دسته‏ای دیگری از آنها کوچکتر، آنها هم می‏خواستند که این جمهوری را از بین ببرند. این جمهوری قدم به قدم پیش آمد و قدم به قدم پایش[را]محکمتر کرد. کجا شما سراغ دارید که در عرض دو سال، دو سال و نیم این‏طور انسجام پیدا شده باشد و این‏طور همۀ چیزهایی که یک کشوری لازم دارد و یک حکومتی لازم دارد، تحقق پیدا کرده باشد؟

این عراق با همۀ چیزهایی که گفته می‏شود و آن همه هم طرفدار دارد و همۀ قدرتهای فاسد هم طرفدارش هستند، باز قانون اساسی ندارد؛ یک جمعیتی هستند، یک حزبی[1]هستند که این حزب آمدند و زمام امور کشور را به دستشان گرفتند و با زور و فشار و حبس و زجر و اینها دارند یک حکومت جابرانه می‏کنند و تا حالا که مدت چندین سال، بیست سال بیشتر است که اینها آمده‏اند، باز یک قانون اساسی ندارند. این کشور شما، که همه مخالف‏اند با او، با آن کشور عراق، همه؛ یعنی، با حکومت عراق ـ تقریباً ـ همه موافق‏اند ـ تقریباً البته نه همه، اما تقریباً، مع‏ذلک ـ نتوانسته یک قانون اساسی برای خودش درست کند، نمی‏تواند در آنجا یک رأی‏گیری بکند. رأی از کی بگیرد؟ ملت که با او موافق نیست، با سرنیزه باید ببرند مردم را دم صندوقها.

شما در این وقت کم و با آن دشمنهای سر سخت زیاد که در خارج کشور هستند و در داخل هم تفاله‏هایشان هست، در این وقت تمام چیزهایی را که لازم دارد یک حکومتی درست کردید، بعد هم که دیدید یک کسی خلاف کرده گذاشتیدش کنار، یک کسی
را آوردید که به نظر همه‏تان شخص مکتبی است و دولتتان هم در ظرف دو سه روز همه چیزش درست شد. دو سه روز طول کشید، چیزی که دو سال، یک سال و نیم نتوانست؛ برای خاطر انحرافاتی که بود نمی‏شد، درست بشود و ما هم هر چه جدیت کردیم که بعضیها را آدم کنیم، نتوانستیم. در ظرف دو روز، سه روز، یک هفته، همۀ وزرا را تعیین کردند، رئیس جمهور هم امضا کرد و مجلس هم امضا کرد و شد یک دولتی. الآن شما یک دولت قانونی[دارید]که امیدوارم که به درد ملت برسد و این ضعفا و فقرا را و این مستضعفین را اداره کند. الآن شما همه چیزتان تمام است.

توصیه ملت به هوشیاری

نتوانستند همۀ این قدرتها که شما را در یک جایی متوقف کنند. آنها می‏خواستند از آن اول متوقف کنند؛ اول، اول می‏خواستند شما را متوقف کنند. یک دفعه رفراندم شد، خوب، یک دفعۀ دیگر بکنید! اگر آن دفعه هم شده بود، دفعۀ سوم! لکن نتوانستند اینها، حالا همه چیز شما محکم شده و پاتان محکم روی زمین است و کشور خودتان در دست خودتان و اشخاصی که از طرف خودتان هست، است. وقتی که همۀ آنها بودند، شما پیش بردید، حالا که همه رفتند از چه می‏ترسید؟ کی را ما داریم دیگر؟ ارتشمان از خودمان است، سپاه پاسدارمان از خودمان است، قوای دیگر مسلحمان از خودمان است، مردم هم با آنها برادر هستند و با هم هستند در خوبی و بدی. وقتی مسئله این‏طور است، کی می‏تواند که در این کشور بتواند یک کاری بکند؟ اصلاً چه معنا دارد کودتا در یک همچو کشوری؟ چی، کی کودتا می‏تواند بکند؟ یک دسته‏ای تو پاریس نشسته‏اند و منتشر می‏کنند که ما از پاریس داریم راه می‏افتیم و می‏آییم برای ایران! خوب تشریف بیاورید راه باز است! اگر شما می‏توانستید کاری بکنید، چرا رفتید؟ کسی که فرار کرده، حالا می‏گوید: ما دیگر با هم منسجم شدیم. کی‏ها منسجم شده‏اند؟ آخر ما که می‏شناسیم شما را. ملت ما که می‏دانند شماها کی هستید. حالا ما دیگر باهم منسجم شدیم و بنا

داریم، راه افتادیم! می‏گویند: راه افتادیم ما، راه افتادیم و داریم می‏آییم.

ملت باید توجه داشته باشد. البته اینها حرفهای لاطایلی است که گفته می‏شود، لکن مع‏ذلک، ملت باید بیدار باشد. از کید امریکا غافل نباید شد. اینها خودشان قابل آدم نیستند. اگر اینها قابل آدم بودند، وضعشان این‏طور نمی‏شد. اینها از ملت بریده بودند و نمی‏دانستند چه بکنند و فرار کردند، رفتند. اما امریکایی که سیلی خورده است از شما، امریکایی که دل بسته بود به ایران و نفت ایران و ذخایر ایران، این امریکا را شما بیرونش کردید. غافل نباشید که یک قدرتی است و دارای یک بست و بندهایی هست و یک همچو کارهایی یک وقتی می‏خواهد بکند، لکن تا شما بیدارید و زنده‏اید و ایستاده‏اید، کاری نمی‏توانند بکنند. این‏طور نیست که امریکا، یک لشکری از امریکا راه بیندازد، بیاید ایران، بخواهد خرابکاری بکند. امریکا با دست همینها می‏خواهد کار بکند. نقشه‏اش هم این است که با همینهایی که در پاریس و در جاهای دیگر جمع شده‏اند، یک همچو کارهایی راه بیندازد. باید ملت ما توجه داشته باشد با همان قدرت ایمانی که داشت، با همان قدرت اسلامی که داشت که خودش را برای خدا می‏داند و خودش را فدای اسلام می‏کند، بایستد و متوجه باشد که اگر در صحنه باشید و بایستید و هر کدام وظیفۀ خودتان بدانید که حفظ بکنید کشور خودتان را و برادران خودتان را حفظ بکنید، هیچ قدرتی نمی‏تواند این کار را بکند. مهم این است که شما ایستاده باشید و قایم به امر باشید و حکومت را از خودتان جدا ندانید و ننشینید به اینکه همۀ کارها را باید حکومت بکند یا باید ارتش بکند. خیر، ارتش هم وظیفه دارد، شما هم دارید، من هم دارم، حکومت هم وظیفه دارد، معممین هم وظیفه دارند، مکلاّها هم وظیفه دارند؛ همه دارند. حفظ اسلام، دیگر ننوشته تو پیشانی ارتش که باید او حفظ کند.

وجوب حفظ اسلام و نفوس مسلمین

 

اسلام را همه باید حفظ بکنیم، حتی مخدّراتی که پشت پرده هستند واجب است بر
آنها حفظ؛ واجب است بر همۀ ما، بر همۀ شما که اگر توطئه‏ای دیدید و اگر رفت و آمد مشکوکی را دیدید، خودتان توجه کنید و اطلاع بدهید.

یک بیچاره‏ای به من نوشته بود که شما که گفتید که همۀ اینها باید تجسس بکنند یا نظارت بکنند، خوب، در قرآن می‏فرماید که:وَ لا تَجَسَّسُوا. راست است، قرآن فرموده است، مطاع هم هست امر خدا، اما قرآن حفظ نفس آدم را هم فرموده است که هر کسی بایدلاتَقْتُلُوا اَنْفُسَکُمْ. این اشکال را به سیدالشهدا بکنید. وقتی که اسلام در خطر است، همۀ شما موظفید که با جاسوسی حفظ بکنید اسلام را. وقتی که حفظ دماء مسلمین بر همه واجب باشد، اگر ـ فرض کنید که ـ حفظ جان یک نفر مسلمانی، حفظ جانش وابسته[به]این است که شما شرب خمر کنید، واجب است بر شما، دروغ بگویید، واجب است بر شما.

احکام اسلام برای مصلحت مسلمین است، برای مصلحت اسلام است، اگر ما اسلام را در خطر دیدیم، همه‏مان باید از بین برویم تا حفظش کنیم. اگر دماء مسلمین را در خطر دیدیم، دیدیم که یک دسته دارند توطئه می‏کنند که بریزند و یک جمعیت بی‏گناهی را بکشند، بر همۀ ما واجب است که جاسوسی کنیم. بر همۀ ما واجب است که نظر کنیم و توجه کنیم و نگذاریم یک همچو غائله‏ای پیدا بشود. حفظ جان مسلمان بالاتر از سایر چیزهاست. حفظ خود اسلام از جان مسلمان هم بالاتر است. این حرفهای احمقانه‏ای است که از همین گروهها القا می‏شود که خوب، جاسوسی که خوب نیست! جاسوسی، جاسوسی فاسد خوب نیست، اما برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمین واجب است، دروغ گفتن هم واجب است، شراب خمر هم واجب است.

ما الآن یک امانتی در دستمان است و آن اسلام است. عذر نداریم به اینکه ما بنشینیم کنار، بگوییم دیگران بروند حفظش کنند. امانت مال دیگران نیست. این امانت، امانتی است که خدا پیش[ما نهاده]، برای همۀ ما هست، نگهدارش همۀ ما هستیم، نمی‏توانیم

بنشینیم بگوییم که دولت این کار[را]بکند. نمی‏توانیم بنشینیم بگوییم ارتش این کار را بکند. وقتی کشور اسلام مورد تهدید دشمنهای اسلام است، دفاع از کشور اسلام و نوامیس مسلمین بر همۀ ما، بر تمام ما واجب است؛ با همۀ کوشش واجب است. وقتی یک همچو مطلبی پیش آمد و شما هم بحمداللّه‏، همۀ کشور ما، هم زن و مردش آماده برای این مسئله هستند، دیگر خوف این نیست که از پاریس یک دسته راه بیفتند بیایند چه بکنند یا از یک جای دیگر می‏خواهند بیایند چه؛ نه این خوفی نیست. یک دفعه هم تجربه‏اش را کردند وصدام را رها کردند تا پرید به ایران و سیلی‏اش را هم خورد. الآن هم بیچاره گرفتار این است که چطوری از زیر این بار فرار کند. ما هیچ وقت سر دعوا با کسی نداشتیم. ما برای حفظ اسلام دفاع باید بکنیم، برای حفظ مملکت اسلامی دفاع باید بکنیم. او حمله کرده است و آمده است و شهرهای ما را گرفته است و خرابکاری دارد می‏کند. بر همۀ ما واجب است که این شرّ را از سر مسلمانها دفع کنیم. ما وارد کشور آنها نشدیم که ما مجرم باشیم، آنها مجرم‏اند که وارد شدند. یک کسی، دزدی می‏آید منزل یک کسی، اگر این دزد را دفعش کنند، دزد تقصیر کار است یا آن که دفع کرده؟ صاحبخانه که تقصیر ندارد؛ دزد آمده، این هم باید دفعش کند، حتی اگر به کشتن او هم منجر بشود، باید دفعش بکند. مجرم اوست.

اینهایی که در سرحدّات، اینهایی که به سر حدات حمله می‏کنند به ما، ولو فرض بکنید که مسلمان هستند، لکن چون حمله کردند دفاع واجب است و کشتن آنها هم تا دفعشان واجب است. نه اینکه ما سر جنگی داریم، ما می‏خواهیم عالم در صلح باشد. ما می‏خواهیم همۀ مردم، همۀ مسلمین و غیر مسلمین همه در صلح و صفا باشند، لکن معنایش این نیست که اگر یک کسی بخواهد بریزد در منزل یک کسی و تعدی کند، ما بگوییم که سر صلح داشته باشید و تن بدهید به ظلم! نه، همان‏طوری که ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است. دفاع از ناموس مسلمین و جان مسلمین و مال مسلمین و کشور مسلمین یکی از واجبات است. ما داریم به این واجب عمل می‏کنیم. کشور ما دارد به این واجب عمل می‏کند. آنها در جبهه و دیگران در پشت جبهه دارند به
این واجب عمل می‏کنند. آن که می‏آید و فرض کنید که یک مادۀ منفجره‏ای را می‏خواهد پرت کند یک جایی، اگر او را گرفتند و حبسش کردند و اگر هم کار را کرده است یک وقت کشتندش، این دفاع است؛ این فساد را از بین بردن است؛ این دفع فساد است. آن که این کار را دارد می‏کند مفسد است، نه شمایی که دارید دفع می‏کنید او را. شما که نمی‏خواهید که در یک خانه‏ای مادۀ منفجره بریزید؛ شما می‏خواهید که در منزلتان آن ریخته نشود. این به این است که این اشخاصی[را]که گول خوردند، موعظه کنیم.

ما دائماً هم موعظه می‏کنیم که این جوانها را گول زدند، خودشان رفتند، دارند آب سرد می‏خورند و این جوانها و بچه‏ها را گول زدند، تا اینها آمدند دارند خرابکاری می‏کنند و خودشان را گاهی به کشتن می‏دهند و خودشان را به زحمت وا می‏دارند. ما اگر هر کس بیاید و توبه کند، توبه‏اش را، خدا توبه‏اش را قبول می‏کند. ما فرض بکنیم که یک کسی هم چون آدمی را کشته، ولیّ دمش باید او را بکشد، باز میل داریم که توبه کند و لااقل، آن دنیایش صحیح باشد. ما میل داریم همه صلح و صفا باشد؛ همۀ عالم در صلح و صفا باشند. ما اگر قدرت داشتیم، اصلاً باروت را از بین می‏بردیم و قوای منفجره را از بین می‏بردیم که عالم خالی بشود از این جنایتها. ما نمی‏خواهیم با کسی دعوا بکنیم؛ نه با عراق دعوا داریم و نه با ـ فرض کنید ـ جاهای دیگر دعوایی ما نداریم، آنها دعوا دارند. وقتی دعوا دارند تو دهنی می‏خورند و خوردند. حالا هم از هر جایی هم، همچو چیزی پیدا بشود، همین مردم‏اند و همین پاسداران هستند و همین ارتش است و همین جوانهای زن و مرد ما، از هر جا تعدی بشود تو دهنی می‏خورند.

ما که اسلام را خواستیم و می‏خواهیم، اسلام اجازه نمی‏دهد که ما تعدی کنیم به یک کشوری، لکن فرموده است که اگر به شما تعدی کردند، بزنید تو دهنشان! اگر یک دسته‏ای از مسلمین را ـ در جنگهای سابق این هست ـ اگر یک دسته‏ای از مسلمین را کفار سپر قرار دادند؛ فرض کنید که عراق فاسد، یک دسته‏ای از مسلمین بی‏گناه را سپر قرار داد و پشت آنها ایستاده که بریزد ایران را بگیرد، بر ما واجب است که مسلمان و غیر
مسلمانش را بکشیم. مسلمانها شهید هستند و به بهشت می‏روند و کافرهایش کافرند و به جهنم. دفاع واجب است.

و تا شما هستید، بحمداللّه‏ و تا سپاه پاسداران هستند، بحمداللّه‏ و تا ارتش هست و تا ملت متعهد به اسلام و فداکار برای اسلام هست، این جمهوری هست و این خرابکاریهایی که می‏بینید، اینها چیزی نیستند. خداوند ان‏شاءاللّه‏، به همۀ شما سلامت و سعادت عنایت کند و دست ستمکاران را قطع کند و لشکر ایران را پیروز کند.

 

 

 

 



نوشتن دیدگاه