ماجرای تجاوز به دختران دانش آموز بعد از کلاس قرآن | دختران نحیف و جوانی که برای آموزش قرآن به کلاس های آموزشی می رفتند اما مورد شکار متجاوز شیطان صفت قرار می گرفتند و پس از دزدیده شدن توسط این شیطان مورد تجاوز قرار می گرفتند و به قتل می رسیدند و هیچگاه دیگه به خانه بر نمی گشتند که می توانید جزئیات این حادثه را در ادامه بخوانید...

به گزارش پایگاه عدالت خواهان"  روز پنجشنبه، مقام‌های شهر کسور در شمال استان پنجاب اعلام کردند که پسری ۲۴ ساله را دستگیر کرده‌اند که نامش عمران است و به تجاوز و قتل  ۸ دختر زیر ۱۱ سال متهم شده است. شهباز شریف سروزیر ایالت پنجاب در کنفرانس خبری مربوط به این حادثه گفت: «نخستین مرحله تحقیقات ما به پایان رسیده است و ما این موجود هولناک را دستگیر کرده‌ایم».
نخستین قربانی این قاتل زنجیره‌ای دو سال پیش پیدا شد. آخرین قربانی هم دختری ۷ ساله به نام زینب بود که جسدش در اوایل همین ماه در سطل زباله‌ای در ۱۰۰ متری خانه‌اش پیدا شد.
ناپدید شدن زینب در ۴ ژانویه، پلیس و مردم را واداشت که با یکدیگر به جستجو بپردازند.
۵ روز بعد جسد او پیدا شد؛ کتک‌خورده و مورد تجاوز واقع شد.
امین پدر زینب می‌گوید بعد از ناپدید شدن دخترش همسایگان از اینکه این بلا سر دختر آنها هم بیاید خیلی
ترسیده بودند. او در همین باره افزود: «همسایگان خیلی ترسیده بودند و حتی برخی مادران به دخترانشان اجازه نمی‌دادند
تنها بیرون بروند یا از اینکه بدون شوهرانشان تنها در خانه بمانند واهمه داشتند.»
والدین زینت، دختر ۶ ساله‌ای که از دست قاتلش زنده مانده و اکنون در کماست هر روز به امید دیدن نشانه‌ای از حیات به بالین او می‌روند. احسان‌الله الهیی پدر او می‌گوید: «دخترم هیچکس را نمی‌شناسد.
مثل تکه‌ای گوشت بی‌حرکت افتاده روی تخت. تابستان گذشته رفته بود از مغازه که با ما چندتا خانه فاصله داشت، ماست بخرد. اما او را می‌دزدند، کتکش می‌زنند و بعد ولش می‌کنند تا بمیرد». این را که می‌گوید بغض دیگر امانش نمی‌دهد و روی زمین کنار تخت دخترش می‌نشیند.آسیه بایبی دختر ۸ ساله‌اش را آخرین بار قبل از رفتن به کلاس قرآن در ماه جولای ۲۰۱۷، دید. او بعد از این کلاس هرگز به خانه بازنگشت.
همان شب وقتی شنید که جسد دختری پیدا شده، احساس کرد دیگر توانی در پاهایش نمانده و تمام بدنش شروع
به لرزش کرد: «بدون معطلی به آنجایی رفتم که جسد پیدا شده بود. نمی‌توانستم قدم از قدم بردارم،
به سختی خودم را روی زمین به جلو می‌بردم و زیر لب با خدا حرف می‌زدم.
التماس می‌کردم که جسد مال دختر من نباشد».
اما بود.به لبیه، دختر ۸ ساله آسیه، تجاوز شده بود و بعد هم به قتل رسیده بود.

 

 

 



نوشتن دیدگاه